با مرگ خو می گیرد دستان گرم شب را بر گونه اش احساس می کند از تکرارپوچ اندیشی به طناب سرد, با بوی پوسیدگی لبخند می زند دایره ای از سرش در حلقه ی طناب تصور می کند و هر شب اینگونه از زندگی استعفا می دهد
نگاه #سبز تو نبض #بهار شعر من است / عبور خاطره از رهگزار شعر من است/ صفا به چهره ی گل گرچه میدهد شبنم/ ولی بدون تو ای گل غبار شعر من است/ بیا که در سفر نانوشته های دلم/ گدازه های قلم کوله بار شعر من است/ ز نای این غزلم با تو نغمه می خیزد /گلوی قافیه آری سه تار شعر من است
قابل پسرای گل دنبالر::::::::::::::::هیچ وقت دل یه دختر پاک و معصوم رو نشکن و باهاش بدرفتاری نکن چون میره #بینیش#رو#عمل#میکنه و میاد دیگه محل سگ هم بهت نمیده ...
در سرزمین من، خدا را در ریش و جا نماز میبیند، فاحشگی را در خنده های بی غرض و معصومانه دختران، سادگی و پاکی را در بستن آخرین دکمه پیراهن، صلاح و سیاست را در دروغ های مصلحتی، و عشق را، منشا پلیدی و گناه....
مرسیییییییییییییییییییی
14 سال و 5 ماه و 22 روز و 5 ساعت و 21 دقيقه قبل



14 سال و 2 ماه و 23 روز و 11 ساعت و 48 دقيقه قبلممنون بیتا جان
14 سال و 2 ماه و 23 روز و 11 ساعت و 46 دقيقه قبلخیلی قشنگ بود...ممنون
14 سال و 2 ماه و 23 روز و 11 ساعت و 44 دقيقه قبلقابلی نداشت.....
14 سال و 2 ماه و 23 روز و 9 ساعت و 12 دقيقه قبل