تو جاده شمال بودم، يه دفعه يه گاو پريد وسط جاده! منم محکم زدم رو ترمز وخيلي عصبي شروع کردم بوق زدن که بره، ديدم نه همينجوري وايساده وسط جاده داره چپ چپ نگام ميکنه، يه جوري نگام مي کرد انگار منتظر بود پياده شم روشو ببوسم ازش عذرخواهي کنم! بعد از يه دقيقه ديدم ديگه خيلي بد داره نگا ميکنه، اومدم پياده شم ديدم گاوه يه نگا به من کرد يه نگا به تابلوي محل عبور حيوانات اونور جاده، بعد با افسوس سرشو انداخت پايينو رفت! من اين حرکتش از فحش بدتر بود، فقط مونده بود قبل رفتن يکم نصيحتم کنه!
پسر : عزیزم از وقتی میری ورزش هیکلت خیلی قشنگ شده! دختر : از اولشم هیکلم قشنـــــــــــــــــگ بووووووود …! پسر : اون که ۱۰۰% … هیکلت همیشه قشنگ بوده .. اصلا من هیکلت رو روز اول دیدم خیلی خوشم اومد …! دختر : یعنی به خاطر هیکلم فقط با من دوست شدی ؟خیلی هیــــــــــــــزی! پسر : نه عزیزم ، عاشق اخلاقت شدم که باهات دوست شدم ..هیکلت واسم مهم نبود دختر : یعنی چی ؟! پس این همه ورزش میرم برای کی میرم ؟! هیکلم برات مهم نیست ؟!! پسر : عزیزم ، موقع دوست شدن مهم نبود ، الان که هست ..! دختر : یعنی الان میرم ورزش برات بی اهمیت میشم ؟!! پسر : فدات بشم ، همه چیزت ، تمام وجودت ، همه خصوصیاتت برام مهمه! دختر : یعنی باید همه خصوصیات خوب رو داشته باشم که باهام باشی ؟!!! پسر:جان مادرت بیخیال شو
امروز از برنامه Google earth پشت بوم خونمون رو پيدا كردم نشون مامانم دادم حالا يه نقطه سياه پيدا كرده كف ميزنه و با كلي ذوق و شوق ميگه اين منم دارم لباس پهن ميكنم من حالا بابام اومده مامانم بهش گفت بابام اومده ميزنه پس گردنم ميگه چرا عكس مامانتو ميذاري تو اينترنت من
از دختره می پرسم نامزدت چه شکلیه ؟ میگه: مثل اسب نجیب . مثل پلنگ مهربون .!!!!! مثل شیر قوی . مثل عقاب تیز بین .!!!! بهش میگم پس کی بریم باغ وحش نامزدت رو ببینیم!!!!!!
مرسیییییییییییییییییییی
14 سال و 5 ماه و 18 روز و 6 ساعت و 31 دقيقه قبل



14 سال و 2 ماه و 19 روز و 12 ساعت و 58 دقيقه قبلممنون بیتا جان
14 سال و 2 ماه و 19 روز و 12 ساعت و 56 دقيقه قبلخیلی قشنگ بود...ممنون
14 سال و 2 ماه و 19 روز و 12 ساعت و 53 دقيقه قبلقابلی نداشت.....
14 سال و 2 ماه و 19 روز و 10 ساعت و 21 دقيقه قبل