دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

meysam

خیلی شیطون .....شوخ..... خنده رو ... درباره »
meysam
مرد - مجرد
امتیاز: 7771

دنبال‌شدگان

(688 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(634 کاربر)

گروه‌ها

(91 گروه)

بازدید

meysam
meysam

گرفتن آزادی از مردمی که نمیخواهند برده بمانند سخت است اما، دادن آزادی به مردمی که میخواهند برده بمانند سخت تر است.. .

meysam
meysam
در دوره

چگونه موجودیست !؟ . . . . . . . . . . . . . . . موجود نیست ، فرشته است

meysam
meysam
در میکده

حوا که باشی بعضی ها هوا برشان می دارد که آدمند!

meysam
meysam
در میکده

خیلی وقتا بهم گفتن چرا میخندی بگو ما هم بخندیم اما هرگز نگفتن چرا غصه میخوری بگو ما هم بخوریم ....

meysam
meysam
در دوره

یک قانونی هست که میگه: تا قبل از اینکه پرواز کنی هر چقدر خواستی بترس، فکر کن، شک کن، دو دل شو، پشیمون شو اما وقتی که پریدی اگه وسط راه پشیمون شدی، بازی رو باختی

این ارسال را بازنشر کرده است.
meysam
meysam
در میکده

گاهی زیباترین کلامی است که می توان گفت

meysam
meysam

ســــــــــــــلام دوستان

meysam
meysam
در دوره

داشتم به دوستم اس ام اس میدادم تو حال خودم بودم یهو بابام به شوخی گفت داری به کی اس ام اس میدی شیطون منم خیلی رک و صریح گفتم عمت!!!. . . . . . . از بیان ادامه داستان معذورم...!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
meysam
meysam

خیال میکنی سیل امده همه دنبالر رو با خودش برده هیشکه هیجا نیس که تو دنبالر

meysam
meysam

ســــــــــــــــلام صبح همگی بخیر

meysam
meysam

شب همگی بخیر

meysam
meysam
در میکده

در سایه دلشکستگی پیر شدم غم خوردم و با غمت نمک گیر شدم تا امدم اشنای قلبت باشم گفتی که من از غریبه ها سیر شدم

meysam
meysam

امروز دوتا خبر خیلی خیلی خوب شنیدم دوتا از دوستای خیلی خوبم دارن ازدواج میکنن براشون آرزوی تمام خوبیهای دنیا رو دارم ایشاالله خوش بخت بشن

meysam
meysam
در دوره

لو هولتز: به نظر من همه باید برای یک بار هم که شده طعم شکست را بچشند چون شکست درس های زیادی را به ما می آموزد.

meysam
meysam
در دوره

تو عروسی یکی از فامیلا دلار میریختن رو سر عروس و داماد! حمله به دلارا سی مجروح به جا گذاشت! فرداش همه رفتیم صرافی یارو گفت دلارا تقلبیه!

meysam
meysam
در دوره

پیرمرد به زنش گفت بیا یادی از گذشته های دور کنیم من میرم تو کافه منتظرت و تو بیا سر قرار بشینیم حرفای عاشقونه بزنیم. پیرزن قبول کرد. فردا پیرمرد به کافه رفت دو ساعت از قرار گذشت ولی پیرزن نیومد وقتی برگشت خونه دید پیرزن تو اتاق نشسته و گریه میکنه ازش پرسید چرا گریه میکنی؟ پیرزن اشکاشو پاک کرد و گفت: بابام نذاشت بیام.........!!