مینا پارسایی
كشتند من را پاي حجله مثل گربه
مینا پارسایی
زندگي را به خنده ميگيريم اشك ميشود بريزد باز يك رواني كه هرزه شد در من داد ميزند بسوز و بساز....
مینا پارسایی
توي چارراههاي پي در پي از عصايي سفيد ميسوزم دست در دست من تماشا كن كه چقدر نا اميد ميسوزم
مینا پارسایی
لطفا هر مدیر گروهی که از پست های من خوشش نمیاد برام پیام خصوصی کنه متشکرم
مینا پارسایی
ميروي تو به قصه فردا من به ديوار چشم ميدوزم
مینا پارسایی
آسماني كه سخت سربي بود و مني كه نفس نفس ميزد خم شدم روي رختخواب تنت با زنی که نرفته پس میزد
مینا پارسایی
دلم برای مردی تنگ است که مرا نمی بیند من عاشق سایه ی غمگین یک شاعر باران زده ام يك چتر پاره پاره و سفید...
مینا پارسایی
يكبار تا آن سوي شك با تو سفر كردم با تو تمام هستي اين چشم بي باور
مینا پارسایی
من بودم و يك هق هق تلخ پر از لبخند من بودم ومرگ تمام هستي هاجر
مینا پارسایی
درد و تمام عمر و يك دفتر پر از خالي خطي چنان چشمان تو بر روي اين دفتر