« کفش می شوم، به پایِ هر پابرهنه ای!» ... « فانوس می شوم، در شبِ هر رهگذری!» ... وجودم را در سه رنگ تجزیه می کنم تا هر رنگم را به رنگی از پرچمِ وطنم آمیخته کُنم: سبزِ نشاطم برای اوّلی ،سفیدِ آرامشم برای دوّمی ،و سرخیِ جانم برای سوّمی ... [به بهانه ی سال روز پرواز حسین پناهی]
زنها مثل سرب و مردان چون الماسند . . الماس سخت ترین در طبیعت و بسیار شکننده در برابر ضربات/ سرب ک حتی با ناخن هم میتوان آنرا خراشید ولی مقاوم در برابر ضربات . .
باز امشب در سکوتم غم نشست باز از بیگانگی فانوس شبهایم شکست باز امشب بغض من در دل نشست باز اشک دیده ام بغضم شکست باز امشب دیده ام بر در نشست باز بغض بی کسی قلبم شکست باز امشب در خزانم لاله ای پرپر نشست باز این کاشانه ام در هم شکست