.....مینا....
ميدونى.....زندگى سخته...باره حرف زور زياده...
.....مینا....
اينجا قهرن سينه ها با مهربونى...تو تو جنگل نميتونستى بمونى..ميدونم ميبينمت يه روز دوباره توى دنيايى که آدمک نداره
.....مینا....
خوابيدى بدون لالايى و قصه...ديگه خورشيد چهرتو نميسوزونه....بگير آسوده بخواب بى درد و غصه....
.....مینا....
نميشه زنده بمونم..اگه دستاتو نگيرم..
.....مینا....
عيبى نداره....دل من خيلى صبوره..
.....مینا....
رنگ قهوه اى چشمات...رنگ خوابه...
.....مینا....
فنجوناى لب پريده , قهوه هاى نيمه خورده.... منو عشقى که واسه هميشه مرده....
.....مینا....
تو اين غمار بى کسى تنها منم بازيگرش..بازيچه ى دست تو و بازيچه ى دست همه...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
يه روزى عاشق ترين دختر زمين بودم....حالا بايد غريبه ها بهم بگن که دوسم ندارى....
.....مینا....
گاهى وقتا تو خيالم ميامو بازم کنارت ميشنم .... با يه آهنگ قديمى ميشينم ساز ميزنم... ميشينم زار ميزنم....