.....مینا....
زندگی کوتاه است قدر یک بادمجان و سر انگشت ملخ که ندارد خونی...
.....مینا....
به تنگ آمده ام... قافیه ی لحظاتم را می گویم... ردیف غصه هایم... سجع احساساتم... می توان همینجا تمام کرد... شعر دلتنگی ها را.
.....مینا....
لطفن با لبخند وارد شوید..
.....مینا....
دستم که به تو نمی رسد فقط حریف واژه ها می شوم ! گاهی هوس می کنم تمام کاغذ های سپید روی میز را از نام تو پر کنم تنگا تنگ هم،بی هیچ فاصله ای!!! از بس که خالی ام از تو .... از بس که تو را کم دارم........
.....مینا....
يه گربه دزد قاتل اومده بود دزدي نامرد يکي از جوجه اردکامو برد
.....مینا....
رسم زمونه اينه : تو چشم مي زاري ، من قايم مي شم ... اونوقت تو يکي ديگه رو پيدا مي کني ...
.....مینا....
سکوت و صبوری ام را به حساب ضعف و بی کسی ام نگذار ، دلم به چیزهایی پای بند است که تو یادت نمی آید ...
.....مینا....
دختر و پسره داشتن با هم قايم موشک بازی ميکردند ، دختره به پسره ميگه تو چشم بگذار اونوقت من ميرم قايم ميشم ، اگه تونستی منو پيدا کنی بغلم کن و بوسم کن ، اگه هم نتونستی منو پيدا کنی من زير راه پله قايم شدم
.....مینا....
در زندگی منتظر معجزه نباش ، خودت معجزه ی زندگیت باش
.....مینا....
قلب خانه ای است با دو اتاق خواب در یک رنج و در دیگری شادی زندگی می کند. نباید زیاد بلند خندید و گرنه رنج در اتاق دیگری بیدار می شود.