میترا
خدايا نسيم نوازش كجاست ... كويرم ، سرآغاز بارش كجاست بيا تا به لبخند عادت كنيم ... به اين راز پيوند عادت كنيم بيا ساده مثل چكاوك شويم ... بيا باز گرديم و كودك شويم
میترا
نگاهت! نگاهت چه رنج عظیمی است، وقتی به یادم میآورد که چه چیزهای فراوانی را هنوز به تو نگفته ام ...
میترا
چه خوش خيال است!!فاصله راميگويم!!بخيالش...توراازمن دور كرده...نميداندتوجايت امن است اينجاميان قلبم
میترا
زلال که باشی سنگهای کف رودخانهات را میبینند، برمیدارند و نشانه میروند دُرست به سوی خودت!
میترا
به جهنم که پیر میشوی دیوانه !!!!! چروکِ زیر چشمانت همانقدر زیباست که چینِ رویِ دامنت
میترا
رَد که می شدی قلبم هنوز می تپید من خوش اقبال ترین نعش ِ روی ِ زمینم
میترا
همان جایی که هستی بمان دور بایست من آخرین نقطه تنهاییت نیستم جنبه آدمها کمتر از آن است که حتی به تنت نزدیک شوند چه رسد به حریم روحت پس بیا این گونه باشیم دوری و دوستی!!!!
میترا
وقتی قــــــــــــرار نیست برگردی ... پلهای پشت سرت را خراب کـــــــــــــن مبادا وسوسه ام کنند دنبالتــــــــــــــــ بیایم
میترا
وقتی قــــــــــــرار نیست برگردی ...
پلهای پشت سرت را خراب کـــــــــــــن
مبادا وسوسه ام کنند دنبالتــــــــــــــــ بیایم
میترا
از من تا خدا راهي نيست ؛ فاصله ايست به درازاي مـــــن تا مـــــن ! و در اين هياهوِي غريب ... من ، اين من را نميابـ ـــ ـــم
میترا
بیخودى پرسه زدیم،صبحمان شب بشود.بیخودی حرص زدیم،سهممان کم نشود. ماخدا را باخود سر دعوا بردیم،و قسمها خوردیم.ما بهم بدکردیم،ما بهم بدگفتیم، ما حقیقتها را زیرپا له کردیم.وچقدر حظ بردیم،که زرنگى کردیم. روى هرحادثه اى حرفى ازپول زدیم،ازشما مى پرسم:ماکه راگول زدیم؟
میترسم دردم را مرور کنم
14 سال و 8 ماه و 29 روز و 18 ساعت و 18 دقيقه قبل