دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

میترا

اسمش را میگذاریم...دوست مجازی ... اما آنسو یک آدم حقیقی نشسته... خصوصیاتش را که نمیتواند مخفی کند... درباره »
میترا
زن - مجرد
امتیاز: 3668

دنبال‌شدگان

(350 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(744 کاربر)

گروه‌ها

(69 گروه)

بازدید

میترا
میترا

من سراپا زخمَم ... ... اینقدر نگاهت را رویِ من نپاش...!!!!!

میترا
میترا

یک استکان چای داغ ، مهمانِ منی کنار پنجره بخار گرفته وقت تنهایی نوشِ جـــــــــــــــانت چای رفاقتِ من همیشه تازه دم است ..

میترا
میترا

پشت آن پنجره ی رو به افق ، پشت دروازه ی تردید و خیال لا به لای تن عریانی بید ، من در اندیشه ی آنم که تو را ، وقت دلتنگی خود دارم و بس . . . . . . راستـش را بگو نکند تو همان “این نیـز” هستی که همیشه می گذری . . . ؟

میترا
میترا

….از تنها بودنم راضی نیستم ؛ اما …. خوشحالم که با خیلی ها نیستم … !!! مثل آن مسجد بین راهی… تنهایم هرکس هم که می آید مسافر است میشکند… هم نمازش را هم عهدش را هم دلم را… …و می رود….

این ارسال را بازنشر کرده است.
میترا
408325_245169712218663_100001769086160_556412_1252878747_n.jpg میترا

سلام صبح قشنگتون بخير

./  DoostDar  ./
images (1).jpg ./ DoostDar ./

برای تو و خویش/ می كنم كه چراغ‌ها و نشانه‌ها رادر ظلمات‌مان ببیند/ كه صداها و شناسه‌ها رادر بیهوشی‌مان بشنود/ برای تو و خویش ، كه این همه را در خود گیرد و بپذیرد/ و زبانی كه در خود ما را از خویش بیرون كشد/ و بگذارد از آن چیزها كه در بندمان كشیده است ؛ ... «مارگوت بیکل /ترجمه شاملو»

و 10 کاربر دیگر این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
میترا
میترا

تنها درختی که تو در سایه اش به خواب گنجشکها رفتی انار داده درست مثل دل من! .

میترا
میترا

مهم نیست که بعداً چی میشه مهم اینه که دیگه هیچی مثل قبل نمیشه......

میترا
میترا

هرگاه از شدت تنهایی به سرم هوس اعتمادی دوباره میزند خنجرخیانتی راکه در پشتم فرو رفته در می آورم ، میبوسمش ... صیقلی عاشقانه اندکی نمک به رویش ، نوازشش کرده ، دوباره بر سرجایش میگذارم...... از قول من به آن لعنتــــــــــی بگویید خیالش تخت ، من دیوانه هنوز به خنجرش هم وفادارم...

احمد رضا
احمد رضا

@میترا گر خواستی بدانی چقدر ،هرگز پول هایت را نشمار،قطره ای بریز و دستهایی که برای پاک کردن می آیند،را بشمار.این است واقعی ..

این ارسال را بازنشر کرده است.
میترا
میترا

باران حضورت که ببارد تنهایی ام خشکسالی اش را تعطیل می کند به حرمت قطراتی از جنس تو

میترا
میترا

یادم نرود که: من تنها هستم... اما تنها من نیستم که تنها هستم!

میترا
میترا

و یاد می گیری که خیلی می ارزی زیرا گاهی پروانه ها هم به اشتباه عاشق میشوند و به جای شمع ، گرد چراغهای بی احساس خیابان می میرند

میترا
میترا

ثبت احوال در شناسنامه ام همه چيز را ثبت كرده جز احوالم...

میترا
میترا

خدايا به خوبان جهان عزت داده اي و به بدان ثروت... نكند ما به تماشاي جهان آمده ايم؟؟