میترا
گــــــــــاهي.... يـــــــــك نگــــاه ســـــــــــــــــــرد... روي زمستان را هم كم مي كنـــــــــد
میترا
هر چه از دست ميرود بگذار برود... چيزي که به التماس آلوده باشد نمي خواهم هر چه باشد ..... حتي زندگي
میترا
در کوچه باد می اید این ابتدای ویرانیست آن روز هم که دست های تو ویران شدند باد می آمد
میترا
در قفس باز مانده بود . پرنده پر وسوسه به بیرون سرکی کشید اما از وسعت دنیا ترسید .فکر پرواز را از در نیمه ی باز فراری داد و در را بست .
میترا
اینجا زمین است. رسم آدم هایش عجیب است! اینجا گم که مى شوى به جاى اینکه دنبالت بگردند فراموشت مى کنند..
میترا
یکــ من و یکـــ جاے خالے تو و دستان من و این همـِ جاے خالے دستانـَتـــ در دستانـَمـ و یکــ دنیا عاشقے کهـ منتظر ماستـــ تا فرصتـــ هست باید پُر کنمـ این حجمـِ خالے ِ دستانـَمـ را با دستانـَتـــ!!!
میترا
و من نماز آیات می خوانم هراس ندیدنت را...
میترا
لا به لای ساز نفسهایت.. پنهان می شوم! اشک می شوم ! تا بمانم ...تا نرانی مرا ..! من آه می کشم و تو انگ می زنی! و این غم انگیز ترین آهنگ دنیاست...!
میترا
کاش خورشید در همین خیابان ِ پشتی دکه داشت تا جای سیگار و سرفه تنها یک پنجره صبح می خریدم این آخرین آرزوی من است .....
میترا
آهسته و آرام نیا!!! نترس این دلی که میبینی... پیاده روست! هرزگاهی ترمیم میشود! برای قدم های بعدی...
میترا
پرده ها را کنار نزن مخاطب پنجره خیلی هم که مرام بگذارد تنها حسرتمان را به گوشه ی آسمان گره می بندد
میترا
و هميشه حرفي نوك زبانم خواهد ماند ميدانم ؛ جان خواهد داد و من انگشت به دهان در فكر آن حرف خواهم سوخت ...
میترا
سلام دوستاي گلم اولین صبح زمستونی همتون گرم ....