دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

میترا

اسمش را میگذاریم...دوست مجازی ... اما آنسو یک آدم حقیقی نشسته... خصوصیاتش را که نمیتواند مخفی کند... درباره »
میترا
زن - مجرد
امتیاز: 3668

دنبال‌شدگان

(350 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(744 کاربر)

گروه‌ها

(69 گروه)

بازدید

میترا
میترا

خاصیت دنیــــــــــــــــــــــاست که در اوج داشتن و خوشبختی دلهره ی « از دست دادن » پر رنگ تر استــــــــــــــــــــ

میترا
میترا

بار خدایا ، از کوی تو بیرون نرود پای خیالم ، نکند فرق به حالم چه برانی ، چه بخوانی ، چه به اوجم برسانی ، چه به خاکم بکشانی، نه من آنم که برنجم نه تو آنی که برانی

این ارسال را بازنشر کرده است.
میترا
میترا

کوچکتر باشد یا بزرگتر چه فرقی میکند؟؟؟ باید انقدر ادم باشد که پای حرفش بماند تا به ارامش برسی!!! و گرنه دهان هر نااهلی بوی گند دوستت دارمهای الکی را میدهد

میترا
میترا

آدم هاخیلی زود همراهان صمیمی را فراموش میکنند! درست مثل زمانی که باران بند می آید و خیلی‌ها چترهایشان را جا می‌گذارند...

این ارسال را بازنشر کرده است.
الهام
الهام

خدایا شکرت ما دیگر فقیر نیستیم. دیروز پزشک آبادی گفت: چشم های پدرم پر از مروارید است!!!! زنده یاد حسین پناهی

این ارسال را بازنشر کرده است.
میترا
میترا

زنده بودن یعنی همین چشمهایت همین منحنی ِ بی نقص ِ لبخندت ... میدانستی عمر ِ جاوید میخواهد این دستهای ِ تو؟

میترا
میترا

پنجره را رو به فصلی باز می کنم که حال و هوایش مستم می کند پیچک می شوم سقف آسمانش را ساده تر از بارانش می بارم و بی پروا تر از برگهایش می رقصم عریان ترین دفترم کجاست پر از هجوم عاشقانه های بی تردیدم...

میترا
میترا

بدتر از دست های آلوده هم وجود دارد دست های شسته از همه چیز

میترا
yyyytrt.jpg میترا

در کدامین لحظه دفن شد کودکی ام که هنوز مجهول است مزارش... من همان روزها را دوباره میخواهم کاش تو را بازگشتی بود و مرا جراتی به جبران... افسوس رفتی و تمام خاطراتم را به زیر خاک سرد بردی افسوس...

میترا
میترا

در حضور واژه های بی نفس صدای تیک تیک ساعت را گوش کن شاید مرهم درد ثانیه ها را پیدا کنی

میترا
میترا

می دانی چرا دوستت داشتم ؟؟ چون در ان زمان مترسکی بیش نبودم که به دوستی با کلاغ هم رضایت داشت

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در دوره

آنگاه كه غرور كسي را له مي كني ،‌آنگاه كه كاخ آرزوهاي كسي را ويران مي كني ، آنگاه كه شمع اميد كسي را خاموش مي كني ، آنگاه كه بنده اي را ناديده مي انگاري ، آنگاه كه گوشت را مي بندي تا صداي خرد شدن غرورش را نشنوي ، آنگاه كه خدا را مي بيني و بنده ي خدا را ناديده مي گيري ، مي خواهم بدانم دستانت را به سوي كدام آسمان دراز مي كني تا براي خوشيختي خودت دعا كني ؟ به سوي كدام قبله نماز مي گذاري كه ديگران نمي گذارند ؟؟؟؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
میترا
میترا

بعضی زخمها را باید درمان کنی تا بتونی به راهت ادامه بدی اما بعضی زخمها باید باقی بمونه که راهت رو هیچ وقت گم نکنی

matin
matin

پنجره ـها کلافه اند از سنگینی نگاه منتظرم............. اگر نمی آیے ...........اینقدر پنجره ـها را زجر ندهم.................؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
آرزو
آرزو

با توام نازنین تنهایم دست خود را به دست من بسپار تکیه‌ات را به شانه‌هایم ده من تو را رها نخواهم کرد من تو را به عرش خواهم برد می‌کشم غم تو را بر دوش و نثار دل تو خواهم کرد هرچه شادی درون جانم هست و به گرد وجود تو هر شب همچو پروانگان خواهم گشت تا بسوزاند آتش عشقت همه هستی و پر و بالم دست خود را به دست من بسپار

این ارسال را بازنشر کرده است.