دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

میترا

اسمش را میگذاریم...دوست مجازی ... اما آنسو یک آدم حقیقی نشسته... خصوصیاتش را که نمیتواند مخفی کند... درباره »
میترا
زن - مجرد
امتیاز: 3668

دنبال‌شدگان

(350 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(744 کاربر)

گروه‌ها

(69 گروه)

بازدید

میترا
میترا

دختر: عسیسم؟ عجقم؟! خوجملم! واسه ولنتاین چی چال قلاله بکنیم؟ پسر: قراره باهم فارسی کار کنیم!

میترا
میترا

خدایا! عجب اشتباهی کردم که گفتم خودت مواظبش باش! تو برش گردون، من خودم مواظبش هستم !!!

میترا
میترا

بر کف دستم دانه ای که نباشد تو هم پر می کشی گنجشکک

میترا
میترا

سر بگذار و امپراطوری‌ات را بر چین دامن من بنا کن

میترا
میترا

عشق‌های معصوم، بی کار و بی انگیزه‌اند. دوست داشتن از سفرهای دراز تهی دست باز می گردد.

میترا
میترا

تنهایی، شاخه‌ی درختی‌ست پشتِ پنجره‌اَم گاهی لباسِ برگ می‌پوشد گاهی لباسِ برف اما، همیشه هست!

میترا
میترا

خدایـــــــــا یا کسی رو بهمون نده یا اگر میدی دیگه ازمون نگیرش خوب؟؟ آخه آدمام هدیه رو پس نمی گیرن تو که خدایی دیگه...

میترا
میترا

اینجا آسمان صاف تا قسمتی به رنگ دوستی همراه با غبار فراق است ، توده ای سلام به سمت شما در حرکت است ، ضمنا احتمال بارش بوسه فراوان است . . .

میترا
index.jpg میترا

@هیــــــــــوا یه کیک خیلی خوش طعم ، با چند تا شمع روشن یکی به نیت تو یکی از طرف من الهی که هزار سال همین جشنو بگیریم به خاطر و جودت به افتخار بودنت

میترا
images.jpg میترا

@هیــــــــــوا باز کن پنجرهها را که نسيم روز ميلاد اقاقي ها را جشن ميگيرد و بهار روي هر شاخه کنار هر برگ شمع روشن کرده است تولدت مبارک

گـلـپــری
گـلـپــری
توسط موبایل در دوره

اینجا خلوت بی آزاری نیست! می خوانی و خوانده می شوی... و در این بده بستانها گاهی می خندی و گاهی می رنجی...

این ارسال را بازنشر کرده است.
آرزو
آرزو

دلتنگی عین آتش زیر خاکستر است گاهی فکر می کنی تمام شده اما یک دفعه همه ات را آتش می زند

این ارسال را بازنشر کرده است.
میترا
میترا

تلاش كنيم نديده ها را ببينيم ديدن آنچه كه همه ميبينند... هنر نيست!

میترا
میترا

پی کلام مگرد! آنچه می خواستی نگاهت گفت.. .

میترا
میترا

در کوچه های شهر دروغ... شرافت آدمی را دیدم... به این سو و آن سو پرت می شد... همچو... کهنه لنگ کفشی... برای بازی چند کودک

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.