دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

میترا

اسمش را میگذاریم...دوست مجازی ... اما آنسو یک آدم حقیقی نشسته... خصوصیاتش را که نمیتواند مخفی کند... درباره »
میترا
زن - مجرد
امتیاز: 3668

دنبال‌شدگان

(350 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(744 کاربر)

گروه‌ها

(69 گروه)

بازدید

میترا
میترا

و عشق قیچی شد ! وقتی تو سنگ شدی و من کاغذی بی رنگ . . . ! شايد اين جهان مكث قصه گو باشد، ميان يكي بود... يكي نبود...

میترا
میترا

همه چیز در زندگی عادت میشود مانده ام چرا رفتنت این قانون را نمی پذیرد

میترا
میترا

این روزا عده ای یه جوری زیرآبی میرن که دلت میخواد بهشون بگی من نگا ه نمیکنم بیا بالا یه نفسی بکش لااقل خفه نشی

میترا
میترا

پدری دست بر شانه پسر گذاشت و از او پرسید:تو میتوانی مرا بزنی یا من تورا؟ پسر جواب داد:من میزنم پدر ناباورانه دوباره سوال را تکرار کرد ولی باز همان جواب را شنید با ناراحتی از کنار پسر رد شد بعد از چند قدم دوباره سوال را تکرار کرد شاید جوابی بهتر بشنود. پسرم من میزنم یا تو؟ این بار پسر جواب داد شما میزنی. پدر گفت چرا دوبار اول این را نگفتی؟ پسر جواب داد تا وقتی دست شما روی شانه من بود عالم را حریف بودم ولی وقتی دست از شانه ام کشیدی قوتم را با خود بردی

این ارسال را بازنشر کرده است.
میترا
میترا

هوای تهران نه این بار برای من دعا کن مادر دلم گلویم تحمل این همه بغض آلوده را ندارد

میترا
میترا

عشق یعنی مرا جغرافیا درکار نباشد یعنی ترا تاریخ درکار نباشد… یعنی تو با صدای من سخن گویی… با چشمان من ببینی… و جهان را با انگشتان من کشف کنی…

میترا
1319660828297092_large.jpg میترا

اینجا انتهای زمین است...درست لحظه ی مرگ انسانیت...جایی که دست های مادران بوی خون می دهد!!!بوی "جنایت"و آبهای راکدش طعم کودکانی را می گیرد که بی نفس خفه می شوند در خفقان این نکبت آباد!... معصومیت ها دریده میشوند...و "آدم "ها...همین ما آدم ها...چه ساده می گذریم از کنار درد هایمان..."این درد های مشترک"اینجا انتهای زمین است...درست همین جایی که ما ایستاده ایم!...

میترا
میترا

وقتی سگ ها در بیابان از گرگ ها رشوه می گیرند . . . و مترسک ها در مزارع با کلاغ ها تبانی می کنند . . . از .....وفا داری ...... آدم ها چه انتظاریست ؟؟؟؟

میترا
میترا

اون از دنـیـای مـن رفـت .. مـن درتـخـیـل .. دنیــــــــــــــامـو رو بـرعـکـس مـیـکـنـم و اون میـــــــــــاد .............! ولـی خـوشـبـخـتـانـه مـن آدم خـیـالـاتـی ای نـیـسـتـم ..!

میترا
میترا

حرمت نگه دار دلم گلم که این اشک ، خون بهای عمر رفته من است

میترا
images.jpg میترا

قند خون مادر بالاست )) دلش اما همیشه (( شور )) می‌زند برای ما ؛ اشک‌های مادر مروارید شده است در صدف چشمانش ؛ دکترها اسمش را گذاشته‌اند آب مروارید! حرف‌ها دارد چشمان مادر ؛ گویی زیرنویس فارسی دارد! دستانش را نوازش می‌کنم ؛ داستانی دارد دستانش . مادر سمبل مهندسی آفرینش خداست .

میترا
میترا

دلم برايت تنگ شده ! مي خواهم آنقدر اشک بريزم تا غبار فاصله از قلبم تميـــز شود . ولي مي ترسم ... تهران ، ونيــــز شود !!!

میترا
میترا

موج اگر مي دانست ساحل هيچ وقت دستش را نمي گيرد هرگز براي رسيدن نفس نفس نمي زد

میترا
1319598745909621_large.jpg میترا

سلام صبح همگي بخير و شادي

میترا
میترا

تو کیستی؟ هان؟ یادم آمد... ... تو همانی که روزی با پاهایت آمدی و نماندی و رفتی!!! و من... من همانم که روزی با دلم آمدم و ماندم و ماندم