میترا
عصاره تمام مهربانى ها را میگیرم وازان فرشته ای میسازم همچون "خودت"
میترا
از طلا گشتن پشيمان گشته ام/ مرحمت فرموده ما را مس كنيد
میترا
آنقدر آرزوهامو به گور بردم که .... ديگر جایی برای جسدم نیست!!!
میترا
سکه های دوستت دارم را به من برگردان باید جای بهتری خرجشان کنم...
میترا
همیشه سکوتم به معنای پیروزی تو نیست گاهی سکوت می کنم تا بفهمی چه بی صدا باختی
میترا
خدایا به خوبان عزت داده ای به بدان ثروت نکند ما به تماشای جهان آمده ایم!!؟
میترا
نه به دیروزهایی که بودی فکر می کنم و نه به فرداهایی که "شاید" بیایی ... می خواهم امروز را زندگی کنم ... خواستی باش ... نخواستی نباش...
میترا
کدامین چشمه سمی شد که آب ازآب میترسد ؟؟ که حتی ذهن ماهیگیر ازقلاب میترسد! گرفته دامن شب را غباری آنچنان برهم... که پلک ازچشم ، چشم ازپلک و پلک از خواب میترسد...
میترا
تــو میگذری ..
زمان ..
میــگـــــذرد !.....
چه كنم با دلــــی ..
كه از تو ..
توان گذشتنش ..
نیست....؟
میترا
مــــــــي تــــــرســـــــــم..... دست به صورتم نزن .... می ترسم بیفتد.. نقاب خندانی که بر چهره دارم! و بعد .. سیل اشک هایم تو را با خود ببرد .. و باز .. من بمانم و تنهایی! ..
میترا
دیروز داداشم بهم گفت برو بمیر!!! میخواستم بگیرم ببوسمش... مدت ها بود کسی همچین آرزوی زیبایی واسم نکرده بود