میترا
به خاطر داشته باش که عشقهای سترگ ودستاوردهای عظیم، به خطر کردنها و ریسکهای بزرگ محتاجاند.
میترا
سقوط کرد آسمان در نگاهم آنگاه گریه کردم بر خاکستر هیمه ی ِ خویش
میترا
!این روزها نوازنده خوبی شده ام دلم شور میزند ... چشمانم تار
میترا
گاهی باید بی رحم بود ... نه با دوستت و نه با دشمنت … فقط با خودت. و چقدر بزرگت میكند اون سیلی كه به صورت خودت میزنی !
میترا
آخرین عکس مرا قاب کن و پشت نگاهت بگذار تا که تنهاییت از دیدن آن جا بخورد! و بداند که دل من با توست در همین چند قدمی...
میترا
نه چتر با خود داشتی، نه چمدان... عاشقت شدم. از کجا باید می دانستم مسافری؟
میترا
اگر روزی بین رفتن و ماندن شک کردی... حتما برو، بی معطلی. چون نمی بایست کار به شک می کشید که بیاندیشی یا نیاندیشی!
میترا
یاد سهراب بخیر! آن سپهری که تا لحظه خاموشی گفت: تو مرا یاد کنی یا نکنی، باورت گر بشود گر نشود، حرفی نیست. اما نفسم می گیرد در هوایی که نفس های تونیست.
میترا
خُدایآ، از تـو مُعــجـزه میخـوآهــَم...
مُعــجـزه ای بزرگـــ در حَد خُدا بودَنـــت،
تو خود بِــهـتَر میدآنـی
معجـزه ای که اشکـ شوقـم را جاری کـند
نا اُمـید نیسـتـَم خـُـدا ... دلـــتــنگــَم
میترا
مـے بـیـنـــے ... وقـتـے کــه تــو نـیـسـتـــے ؛ قَـلَــم و کــاغَــذ هــم بــا مَـن غــریـبـــه انـــد ! دیـگــر نــوشــتَــنَــــم نـمـــے آیـَـد . . . /
میترا
در خلوت كوچه هایم باد می آید اینجا من هستم ؛ دلم تنگ نیست.... تنها منتظر بارانم تا قطره هایش بهانه ایی باشند برای نم ناك بودن لحظه هایم و اثباتی بر بی گناهی چشمانم!
میترا
آهسته گفت : خدا نگهدارت در را بست و رفت آدمها چه راحت ، مسئولیت خودشان را به گردن خدا می اندازند!!!
میترا
میدونم گذاشتن این عکس رو پیجتون کار اشتباهیه ولی شماها بگین میشه این عکس رو دید بی تفاوت بود.. به یقین بزرگترین فرق میان انسان و حیوان درد است. واقعا ما آدما کجا داریم میریم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟