دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

میترا

اسمش را میگذاریم...دوست مجازی ... اما آنسو یک آدم حقیقی نشسته... خصوصیاتش را که نمیتواند مخفی کند... درباره »
میترا
زن - مجرد
امتیاز: 3668

دنبال‌شدگان

(350 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(744 کاربر)

گروه‌ها

(69 گروه)

بازدید

میترا
wqwzpn0789dlxahqnhae(1).jpg میترا

پرايد.....

میترا
index.jpg میترا

حقیقت دارد كافی ست چمدان هایت را ببندی تا حاضر شوند همه برای از یاد بردنت آنكه بیشتر دوستت می دارد زودتر من از چمدانهای خالی می ترسم ...هنوز

میترا
میترا

انقدر مرا به حاشیه برده ای که ... متن زندگی را گم کرده ام حالا نمی دانم مختصاتم کجاست؟ در صفحه روزگار کدام محور مرا به تو می برد؟

میترا
میترا

دلتنگی عین آتش زیر خاکستر است گاهی فکر میکنی تمام شده اما یک دفعه همه ات را آتش میزند . . . . .

میترا
میترا

با هيچكس بر سر باورش نمى جنگم! خداى هر كس همان است كه درون او با وی سخن مى گويد...

میترا
images.jpg میترا

مترسك! دستهايت را باز نكن كسي در آغوشت نميگريد تنهايي تاوان ايستادگي است

این ارسال را بازنشر کرده است.
میترا
میترا

درخت كوچك تنها به باد عاشق بود و باد بی سر و سامان و باد سرگردان تمام قصه همین بود، راست می گفتی !

میترا
images.jpg میترا

بخند! مي خواهم تجديد حيات کنم...

میترا
میترا

راه كه مي‌روم مدام برمي‌گردم پشت سرم را نگاه مي‌كنم ديوانه نيستم؛ خنجر از پشت خورده‌ام

میترا
میترا

همیشه توان این را داشته باش تا از کسی یا چیزی که آزارت می دهد به راحتی دل بکنی.

میترا
میترا

عشق آدم را داغ می کند و دوست داشتن آدم را پخته می کند . هر داغی یک روز سرد می شود ولی هیچ پخته ای دیگر خام نمی شود

میترا
میترا

وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد بخاطر این است که شما چیز زیادی از آن نخواسته اید (کورش کبیر)

میترا
میترا

سلام! حال همه‌ی ما خوب است ملالی نيست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خيالی دور، که مردم به آن شادمانیِ بی‌سبب می‌گويند با اين همه عمری اگر باقی بود طوری از کنارِ زندگی می‌گذرم که نه زانویِ آهویِ بی‌جفت بلرزد و نه اين دلِ ناماندگارِ بی‌درمان! علی صالحی

این ارسال را بازنشر کرده است.
میترا
میترا

دنیای من پر از دستهایست که خسته نمی شوند از نگه داشتن نقاب ها . . . !

میترا
میترا

بچه ها توي كلاس داشتند سروصدا ميكردند كه ناظم مياد تو و باعصبانيت ميگه : اينجا طويله است؟ يكي ازبچه ها ميگه: نه آقا اشتباهي اومديد.