میترا
هرجا ميريم و ظلمي ميبينيم ميگن نگران نباش ، خدا جاي حق نشسته خدايا... ميشه از جاي حق بلند شي تا حق جاي خودش بشينه؟؟!!
میترا
یادم نرود که: من تنها هستم... اما تنها من نیستم که تنها هستم!
میترا
ثبت احوال در شناسنامه ام همه چيز را ثبت كرده جز احوالم...
میترا
تو ممکن است از من دور شده باشی اما کوچک، هرگز! بگذار بگویند چیزی از پرسپکتیو نمیدانم.
میترا
گزارش سازمان هواشناسی هرچه میخواهد باشد پس از تو هوا پس است!
میترا
به سلام ها دل نمی بندم ، از خداحافظی ها غمگین نمی شوم دیگر عادت کرده ام به تکرار یکنواخت دوری و دوستی خورشید و ماه . . .
میترا
خــودم هم قبـــول دارم کـــهنه شـــده ام آنـــقدر کــهنه کــه می شــود روی گَرد و خـــاک تنـم یــادگــاری نــوشت بنویس و برو
میترا
بدتر از دست های آلوده هم وجود دارد دست های شسته از همه چیز
میترا
می دانی چرا دوستت داشتم ؟؟ چون در ان زمان مترسکی بیش نبودم که به دوستی با کلاغ هم رضایت داشت
میترا
بعضی زخمها را باید درمان کنی تا بتونی به راهت ادامه بدی اما بعضی زخمها باید باقی بمونه که راهت رو هیچ وقت گم نکنی
میترا
خدايا نسيم نوازش كجاست ... كويرم ، سرآغاز بارش كجاست بيا تا به لبخند عادت كنيم ... به اين راز پيوند عادت كنيم بيا ساده مثل چكاوك شويم ... بيا باز گرديم و كودك شويم
میترا
چه خوش خيال است!!فاصله راميگويم!!بخيالش...توراازمن دور كرده...نميداندتوجايت امن است اينجاميان قلبم