میترا
به جهنم که پیر میشوی دیوانه !!!!! چروکِ زیر چشمانت همانقدر زیباست که چینِ رویِ دامنت
میترا
رَد که می شدی قلبم هنوز می تپید من خوش اقبال ترین نعش ِ روی ِ زمینم
میترا
از من تا خدا راهي نيست ؛ فاصله ايست به درازاي مـــــن تا مـــــن ! و در اين هياهوِي غريب ... من ، اين من را نميابـ ـــ ـــم
میترا
و من نماز آیات می خوانم هراس ندیدنت را...
میترا
لا به لای ساز نفسهایت.. پنهان می شوم! اشک می شوم ! تا بمانم ...تا نرانی مرا ..! من آه می کشم و تو انگ می زنی! و این غم انگیز ترین آهنگ دنیاست...!
میترا
سخت است حرفت را نفهمند، سخت تر این است که حرفت را اشتباهی بفهمند،
میترا
هرگز به این نیز بگذرد ها دل خوش مدار که چون بگذرد چیزی جز عمرت را با خود نبرده است
میترا
خدایــــــــــــــــا ! دستم به آسمانت نمی رسد اما تو که دستت به زمین می رسد بلندم کن
میترا
آنگاه که تولد دختری بی گناه مایه ننگ عربها بود آنگاه که زندگی برای دخترکان ساعتی به طول نمی انجامید نیاکان ما ، بلند ترین شب سال یلدا ، شب تولد مینو الهه زن ، میترا الهه خورشید را شب زنده داری می کردند
میترا
متنفرم از انسان هایی که دیوار بلندت را می بینند ولی به دنبال همان آجر لق دیوارت هستند که: تو را فرو بریزند
میترا
رتبه اول سوانح رانندگی دنیا رو داریم ولی تا سپر 2تا ماشین میخوره به هم 2000 نفر جمع میشن با تعجب نگاه میکنن!!!
میترا
بابا بزرگم هشتاد سالشه همیشه اصرار می کنه که بذارید من از خونه تنهایی برم بیرون مگه زندانی گرفتید؟ می خوام برم نون و روزنامه اینا بگیرم...یه روز بعد از کلی اصرار گفتیم باشه برو ولی مواظب باش...رفته نونوایی محل به همه ی اونایی که تو صف بودن گفته عجب روزگاری شده 2 تا پسر دارم 2 تا دختر با 9 تا نوه تو این سن و سال منه پیرمرد باید بیام تو صف وایسم نون اونارم من بگیرم....تا یه مدت هر کس منو تو محل می دید نصیحتم می کرد ـ
میترا
فریب مشابهت روز و شبها را نخوریم امروز، دیروز نیست و فردا امروز نمیشود