دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

میترا

اسمش را میگذاریم...دوست مجازی ... اما آنسو یک آدم حقیقی نشسته... خصوصیاتش را که نمیتواند مخفی کند... درباره »
میترا
زن - مجرد
امتیاز: 3668

دنبال‌شدگان

(350 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(744 کاربر)

گروه‌ها

(69 گروه)

بازدید

میترا
0_a37a7_120f53ac_orig.jpg میترا

به جهنم که پیر می‌‌شوی دیوانه !!!!! چروکِ زیر چشمانت همانقدر زیباست که چینِ رویِ دامنت

میترا
میترا

رَد که می شدی قلبم هنوز می تپید من خوش اقبال ترین نعش ِ روی ِ زمینم

میترا
میترا

از من تا خدا راهي نيست ؛ فاصله ايست به درازاي مـــــن تا مـــــن ! و در اين هياهوِي غريب ... من ، اين من را نميابـ ـــ ـــم

میترا
میترا

و من نماز آیات می خوانم هراس ندیدنت را...

میترا
میترا

لا به لای ساز نفسهایت.. پنهان می شوم! اشک می شوم ! تا بمانم ...تا نرانی مرا ..! من آه می کشم و تو انگ می زنی! و این غم انگیز ترین آهنگ دنیاست...!

میترا
میترا

سخت است حرفت را نفهمند، سخت تر این است که حرفت را اشتباهی بفهمند،

میترا
میترا

هرگز به این نیز بگذرد ها دل خوش مدار که چون بگذرد چیزی جز عمرت را با خود نبرده است

میترا
میترا

بچه ها رو اين هندونه بالا كليك كردين خيلي باحاله

میترا
میترا

خدایــــــــــــــــا ! دستم به آسمانت نمی رسد اما تو که دستت به زمین می رسد بلندم کن

میترا
میترا

آنگاه که تولد دختری بی گناه مایه ننگ عربها بود آنگاه که زندگی برای دخترکان ساعتی به طول نمی انجامید نیاکان ما ، بلند ترین شب سال یلدا ، شب تولد مینو الهه زن ، میترا الهه خورشید را شب زنده داری می کردند

میترا
میترا

متنفرم از انسان هایی که دیوار بلندت را می بینند ولی به دنبال همان آجر لق دیوارت هستند که: تو را فرو بریزند

میترا
میترا

آنقدر زمین خورده ام که بدانم برای برخاستن نه دستی از برون که همتی از درون لازم است ... حالا اما نمی خواهم برخیزم می خواهم اندکی بیاسایم فردا برمی خیزم وقتی که فهمیده باشم چرا زمین خورده ام ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
میترا
میترا

رتبه اول سوانح رانندگی دنیا رو داریم ولی تا سپر 2تا ماشین میخوره به هم 2000 نفر جمع میشن با تعجب نگاه میکنن!!!

میترا
میترا

بابا بزرگم هشتاد سالشه همیشه اصرار می کنه که بذارید من از خونه تنهایی برم بیرون مگه زندانی گرفتید؟ می خوام برم نون و روزنامه اینا بگیرم...یه روز بعد از کلی اصرار گفتیم باشه برو ولی مواظب باش...رفته نونوایی محل به همه ی اونایی که تو صف بودن گفته عجب روزگاری شده 2 تا پسر دارم 2 تا دختر با 9 تا نوه تو این سن و سال منه پیرمرد باید بیام تو صف وایسم نون اونارم من بگیرم....تا یه مدت هر کس منو تو محل می دید نصیحتم می کرد ـ

میترا
میترا

فریب مشابهت روز و شب‌ها را نخوریم امروز، دیروز نیست و فردا امروز نمی‌شود