میترا
ﻳـــﻪ ﻭﻗتی ﻓﺮﺍﻣﻮﺷـی ﻳــﻪ ﺑﻴﻤﺎﺭی ﺑﻮﺩ ﻣﺜﻞ ﺍﻻﻥ ﻧﺒـــﻮﺩ ﻛﻪ ﻧﻌـمت ﺑﺎﺷه…!
میترا
چرخ و فلکی که زمین را میچرخاند امروز تعطـــــــــــــــــــــــــــــیل است این است که امروز حیران شده ایم !
میترا
یـا دیـوار هـای مـا مـوش نـدارنـد ... یـا مـوش هـا کـر شـده انـد ، و نـمی شـنـونـد صـدای نـالـه های پـر از بـغـضـم را ... مـوش هـم مـوش هـای قــــدیم !!!
میترا
بگذار از تجربه هایم برایت بگویم... ......اگر درد داری... تحمل کن... روی هم که تلمبار شد... دیگر نمی فهمی کدام درد از کجاست...!! کم کم خودش بی حس میشود..
میترا
غضنفر میره مکه با خودش آر پی جی میبره میگن این دیگه برا چیه؟ میگه با این سنگا که شما می زنین شیطون نمیمیره !
میترا
گاه سقف چشمانم که چکه میکند
کاسه دستانم
تا بند آمدنشان
با من هم پیمانه می شوند
من از تو خالی می شوم
دستانم از تو پر
بیچاره تر دلم
به جنون نزدیکتر می شود از
"بود نبودت"
میترا
گاه سقف چشمانم که چکه میکند کاسه دستانم تا بند آمدنشان با من هم پیمانه می شوند من از تو خالی می شوم دستانم از تو پر بیچاره تر دلم به جنون نزدیکتر می شود از "بود نبودت"
میترا
کاش می شد که شعار جای خود را به شعوری می داد تا چراغی گردد دست اندیشه مان...