میترا
دیشب سوار پورشه ام شده بودم و تو خیابون دور می زدم باهاش. یهو یکی پرید جلو ماشین تا خواستم ترمز کنم پام گرفت به لحاف و پاره شد.
میترا
ساعت مچی به درد کسی می خوره که نگران دیر رسیدن باشه، ولی واسه ما اضافه وزن محسوب می شه
میترا
نمی دونم چه حکمتیه که هم بیکارم ، هم وقت نمی کنم یه هیچ کاری برسم
میترا
یکی از فانتزی هام اینه که یکی داره می ره زیر ماشین رو نجات بدم بعد سرم رو بندازم پایین برم. وقتی داد زد: «اسمت چیه؟» یه لحظه سرم رو بچرخونم و دوباره برگردم و کم کم تو افق ناپدید شم !
میترا
هروقت ساعت سه – چهار صب خوابیدم صبش عین آدم بیدار شدم . اما اگه دوازده یک بخوابم باید با بیل بیدارم کرد . خدایا درخواست ری استور فکتوری داریم!!!
میترا
داور قلبم نه سوت دارد ! نه کارت قرمز ! راحت باش ! تا دلت می خواهد خطا کن ! سکوت میکنم باز هم. سکوت میکنم .
میترا
یه بار یه دویستی دادم به گدائه، گدائه گفت: خدای نکره یه وقت لازمت نشه؟!
میترا
یکی از بزرگترین لذت های دوران کودکیم این بود که دستمو تا آرنج بکنم تو کیسه برنج! آی حال می داد.
میترا
من : دلار شده ۳۵۰۰ دوستم : کجای کاری شده ۴۰۰۰ من : نه بابا من لحظه ای دارم چک میکنم از تو اینترنت دوستم : برو بابا اینترنتت قدیمیه ! ) .