میترا
نیم ساعت پیش ، خدا را دیدم قوز کرده با پالتوی مشکی بلندش سرفه کنان در حیاط از کنار دو سرو سیاه گذشت و رو به ایوانی که من ایستاده بودم آمد ، آواز که خواند تازه فهمیدم ، پدرم را با او اشتباهی گرفته ام ! زنده یاد حسین پناهی
میترا
واقعیت را جا میگذاریم، هر روز صبح، پشت در اتاق گریم . . از بس که آدم ها واقعی بودنمان را دوست ندارند
میترا
روزنامه را بهانه کردی که نگاهم نکنی و من شعر را، که صدايم را بشنوی اما لعنت به روزنامه هايی که شعر چاپ می کنن
میترا
يارو مى ره خواستگارى به دختره يه بليط اتوبوس مى ده! بابای دختره شاكى ميشه ميگه: مردتيكه ي خر اين چيه؟ تركه:ميگه احمق ارائه ي بليط نشان دهنده شخصيت شماست!!!
میترا
حَـراج كرده ام ؛ تنهائيـم نصفِ قيمت . . . ؛ سوگِ خاطـره ها خـَرج مي خواهد ديگــر . . .. .
میترا
بدم میاد از اینایی که وقتی دارن از طرفشون جدا میشن براش آرزوی خوشبختی می کنن .. داری میری برو دیگه فیلم بازی نکن
میترا
يکي از دوستان تعريف ميکرد که يه بار سر يه چارراه، يه دونه از اين وانت سبزي فروشا، چراغ قرمزو رد کرد. پليسه از تو بلندگوش گفت : وانت کجا مييرييييييييييي؟ وانت تو بلند گوش گفت : دارم مي رم خونه!!!
میترا
همیشه بهترین راه را برای پیمودن میبینیم اما فقط راهی را می پیماییم که به آن عادت کرده ایم. «پائولو کوئلیو»
میترا
مشکل اینجاست که همیشه برای فرار از دست یک\" آدم\" به آدم دیگری پناه برده ایم اعتیاد به آدمها بدترین نوع \"اعتیاد \"است
میترا
چه آسان تماشاگر سبقت ثانيه هائيم و به عبورشان مي خنديم چه آسان لحظه ها را به کام هم تلخ مي کنيم و چه ارزان به اخمي مي فروشيم لذت باهم بودن را چه زود دير ميشود و نمي دانيم که فردا مي آيد و شايد ما نباشيم
میترا
مرد خودپسندی بالای سر کشاورزی ایستاده بود و کار کردنش را نگاه می کرد. مرد با غرور گفت: بکار؛ بکار؛ که هر چه بکاری ما می خوریم. کشاورز گفت: یونجه می کارم
میترا
خود را نگران آن چه مي داني يا نمي داني نکن .نه به گذشته بينديش و نه به آينده فقط بگذار دستان خدا هر روز شگفتي هاي اکنون را براي تو بياورند
میترا
ابرها گیجند باز باران توی جنگلهای گیلان ظاهراً دارد... باز باران بر کویر من نمیبارد... باز دلتنگی...
میترا
خدايا فكر ميكنم نيمه گمشده ام را آن قدر گم و گور شده آفريدى كه خودت هم ديگه نميتونى پيداش كنى