میترا
مي داني ... پزشکان که هيچ حتي مامورين بازيافت هم از اين قلب شکسته قطع اميدکرده اند !!!
میترا
عشق صدایش را ملایم کرد و رنگ دست هایش را عوض کرد به جای شنگول و منگول و حبه ی انگور در را باز کردم..
میترا
باش تارونق ایامی هست شاد و سرسبز کنیم دست و دلی لحظه ها می گذرند آنچه می ماند در خاطره ها خاطره است وای اگر تلخ کنند از ما یاد
میترا
یکی سوخته در جهنـــــــــم یکی سبز در بهشت! هـی تابمان می دهند معلقیم میان هپروت ِ منکر و معروف... راستی چه کسی گفته هرکه بیشتر به هوا پرتاب شود آسمانی تر است؟!
میترا
هر چه میروم نمیرسم! فکر میکنم،نکند من باشم . . . . . کلاغ آخر قصه ها...!
میترا
نوشتن بهانه می خواهد و ننوشتن بهانه ها. وقتی هیچ کدام نباشد سکوت تنها واژه ای است که تو را و بودنت را انکار نمی كند.
میترا
روزنه های خانه مان زیاد شد که هوا طاقت ماندن ندارد نه آسمان آبی را می شناسد نه طلوع خورشید دلم به حال پرنده ای می سوزد که از سقف اتاقم بالاتر نرفت.