میترا
خیابان نیست كه از همان راهی که آمدی برگردی بفهم! این لامصب اسمش احساس است
میترا
مرز عشق این روزا شباهت زیادی به آدامس داره: اول شیرین..بعد دوستداشتنی..سپس تکراری و خسته کننده و در آخر دور انداختنی!!!!
میترا
هر چه کردم انعکاسش بر من رسید خوبتر می شوم زودتر بر من خوبی کنید
میترا
مشتم را می بندم ..... تا عشقت را در دلم اندازه کنم .....می ترسم از دستهای همیشه باز تو!!!
میترا
کوله بارت بر بند ، شاید این چند سحر فرصت آخر باشد که به مقصد برسیم بشناسیم خدا و بفهمیم که یک عمر چه غافل بودیم ، میشود آسان رفت میشود کاری کرد که رضا باشد او . ای سبک بال ، در دعای سحرت ، هرگز از یاد نبر ، من جا مانده بسی محتاجم . . .
میترا
من تو ; ما یادت هست ؟ تمام شد ... حالا : تو او ; شما من هم به سلامت... !!
میترا
فاتح قلبها می شوی و انگاه که طبق محاسباتت عاشق تر از شما در زمین وجود ندارد... بهانه مهربانیت، تو را رها خواهد کرد ابن هم یکی دیگر از سیاه چاله های تستی، در مبحث نامعادلات عاشقانه!!!
میترا
“عشق همسايهي ديوار به ديوار خداست”
میترا
جلوتر نیا! خاکستر می شوی. اینجا دلی را سوزانده اند....
میترا
نردبان دلم شكسته است مي شودبراي من كمي دعا كني؟يااگرخدااجازه میدهد کمی به جای من خداخدا کنی؟راستش دلم مثل1نمازبین راه،خسته و شکسته است،میشود برای بیقراری دلم سفارشی به آن رفیق با وفا خدا کنی؟