majid
وقتی که برگی رو زمین می یفته* حس میکنم گریه ی بی صداشو حس می کنم چی میگذره تو قلبش* وقتی می بینه مرگ لحظه ها شو وقتی با چشمام می بینم که یک برگ* سیلی بیجا می خوره از تگرک پا می زاره خزون به باغ دلم *باز کلاغا سر می دن اواز مرگ یخ میزنه تو سینه قلب خونم *اخه من از تبار این خزونم وقتی که پرپرمیشه گل تو گلدون*خالی از کبوترا آسمون حباب بغضم تو گلوم می شکنه*ابر چشمام دوباره می شه بارون کبوتر دلم به فکر کوچه***برای من زندگی سرد و پوچه
majid
یک نفر تو را دوست دارد، که حتی از وجودش بیاطلاع هستی
majid
و عشق تنها مرضی است که بیمار از آن لذت میبرد
majid
با هم که قدم میزنیم حسودی اَش میشود آفتاب که هیچگاه قدم نزده است با ماه!
majid
بیایید به خاطر خدا آدم باشیم و میمون نباشیم میمونهایی ایستاده در خدمت ماشینها یا نشسته ، با دمهای حلقه کرده در کنار که ماشینها ما را سرگرم می کنند یا رادیوها ، فیلمها و گرامافونها
majid
ما همه مسافرانیم در بیابان عالم و بهترین موهبتی که در این سفر می توانیم بیابیم یک دوست پاک و صمیمی است
majid
من خسته ام از اشکها و لبخندها و از انسانهایی که می خندند و می گریند و از اندیشه کردن که چه پیش خواهد آمد برای مردمی که می کارند و درو می کنند من خسته ام از روزها و ساعتها و از جوانه های خشک و گلهای نازا من خسته ام از آرزوها و رویاها و قدرت ها و از همه چیز مگر از خواب
majid
زندگی مسیری مستقیم و آسان نیست که بی مانع و آسان در آن سفر کنیم و گاه خود را در کوچه ای بن بست گیج و گم کنیم . و اما اگر ایمان داشته باشیم خدا دری همیشه به روی ما می گشاید نه دری که به آن اندیشه کرده ایم بلکه دری که در نهایت آن را به سود خود می یابیم .
majid
ابتکار یه استاد اینجا خودشو نشون میده .
majid
از زخم قلب کدام شما خون چکیده است ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
majid
تا حالا عکس پرسنلی بز دیدی؟ . . . . . . . .