majid
اينک من و تو ايم دو تنهاي بينصيب، هر يک جدا گرفته ره سرنوشت خويش سرگشته در کشاکش طوفان روزگار، گم کرده همچو آدم و حوا بهشت خويش!
majid
ای جنگل، ای انبوه اندوهان دیرین ای چون دل من، ای خموش گریه آگین سر در گریبان، در پس زانو نشسته ابرو گره افکنده چشم از درد بسته در پردههای اشک پنهان، کرده بالین!
majid
دل به غم سپرده ام در عبور سالها زخمی از زمانه ها خسته از خیالها . چون حکایتی مگو رفته ام ز یادها برگ بی درختم و در مسیر بادها ؛ نه صدایی نه سکوتی نه درنگی نه نگاهی ؛ نه تو را مانده امیدی نه مرا مانده پناهی ...
majid
شبها به غم مبتلا شوم با مرغ شب هم نوا شوم از بینوایی جویم به میخانه هر شبم تا بوسه ای نوشم از لبت نوشین لب من . وای از شب من وای از شب من ...
majid
از مهیب آتشی جان سوز میکنم فریاد .ای فریا ای فریاد ...
majid
بابا ول کنید این فوتبال ایران هممون سرکاریم .
majid
بگذار سر به سینه من تا بگویمت اندوه چیست عشق کدامست غم کجاست بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان عمری است در هوای تو از آشیان جداست .
majid
درین غم نشینم که غمخوار سفر کرد درین درد بمانم که امید دوا رفت...
majid
فرو ریزید این سکوت آشنا سوز را .
majid
چرا گل با پرستو هم سفر نیست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ !!!!!!!!!!!!!
majid
آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد ؟ بال وقتی قفس پر زدن چلچله هاست .
majid
آه ؛ بشتاب که هم پروازان نگران غم هم پروازند.
majid
ارغوان , شاخه همخون جدا مانده من . آسمان تو چه رنگ است امروز ؟ آفتابیست هوا یا گرفتست هنوز ؟ من در این گوشه که از دنیا بیرون است آسمانی به سرم نیست . از بهاران خبرم نیست .
majid
هوا بد است تو با کدام باد میروی ؟ ... به گوش بیستون هنوز صدای تیشه های توست ...