majid
آن سوی ستاره من انسانی میخواهم : انسانی که مرا بگزیند انسانی که من او را بگزینم ، انسانی که به دست های من نگاه کند انسانی که به دستهایش نگاه کنم ، انسانی در کنار من تا به دستهای انسانها نگاه کنیم ، انسانی در کنارم ، اینه ایی در کنارم تا در او بخندم تا در او بگریم ...
majid
برای زیستن به دو قلب نیاز است ، قلبی که دوست بدارد و قلبی که دوستش بدارند . قلبی که هدیه کند ، قلبی که بپذیرد . قلبی که بگوید ، قلبی که جواب بگوید . قلبی برای من ، قلبی بارای انسانی که من می خواهم تا انسان را کنار خودم احساس کنم .
majid
بیا ای خسته خاطر دوست ! ای مانند من دلکنده و غمگین ! من اینجا بس دلم تنگ است .
majid
بگو به باد بگو لعنتی برقص ! ما درون چادرهای عاریه درد میکشد ما نسلی سوخته است .
majid
پیچم کنید به دیوار های زمین ، دارد سقوط میکند دلم
majid
اینجا جنازه ها زود پیر میشوند . و دریا ، به جشن مرگ ماهی هاست که شبها سیاه میرقصد .
majid
ماه را برهنه به شلاق میزدند وقتی که در شب تن من تابید .
majid
سخن بسیار یا کم ، وقت بیگاه است . نگاه کن ، روز کوتاه است .
majid
مرغ مسکین زندگی زیباست ...
majid
جامه ات خیس آمد از باران ؛ نیستت آهنگ خفتن . یا نشتن در بر یاران ؟
majid
حالم خوب نیست . گلو درد دارم . وای از سرفه های زیاد