دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Mohammad
مرد - مجرد
امتیاز: 64.7

دنبال‌شدگان

دنبال‌کنندگان

(48 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

Mohammad
Mohammad

سرما خوردم شدید...یعنی یه جورای هشتم و خشته ام

Mohammad
Mohammad

بعضی آدمها می ارزند برایشان نگران شوی.بعضی می ارزند تا برایشان دوست باشی.بعضی می ارزند تا در کنارشان باشی.بعضی می ارزند تا در کنارت باشند

Mohammad
Mohammad

امشب کجای آسمانی پریزاد...چه غمگینم که اینطور غریبانه میروی...باور کن اشکی که هدیه از تو دارم را همیشه دوست خوام داشت...همیشه.برای تو فرشته من

Mohammad
Mohammad

سیبیلووو

Mohammad
Mohammad

چه حالی داره آدم طرفدار داشته باشه ...یاد آهنگ شادمهر افتادم

Mohammad
Mohammad
توسط موبایل

وقتی درد هست عشق از سر آدم میپره.اما وقتی عشق هست درد هم از سر آدم میپره!

Mohammad
Mohammad

تو مرتب گفتی عاشق شو و من از عشق فرار میکردم.آخر مرا اسیر خودت کردی و حالا میگویی عشق جای خودش هوسهایت جای خودش!!!لعنت به کسی که عشق و هوس را کنار هم قرار می دهد.

Mohammad
Mohammad

عشق یک بیماری مهلک است.انسان را رنجور میکند همه چیز را از انسان میگیرد و در آخر می کشد.مراقب دلهایتان باشید.

Mohammad
Mohammad

عده ای در اوج بی دردی می نالند و عده ای در اوج درد سکوت تمام وجودشان را فرا گرفته.

Mohammad
Mohammad
توسط موبایل

335 نفر آنلاین ‏!!!!‏

Mohammad
Mohammad

زن و شوهر پیری با هم زندگی می کردند. پیر مرد همیشه از خروپف همسرش شکایت داشت و پیر زن هرگز زیر بار نمی رفت و گله های شوهرش رو به حساب بهانه گیری های او می گذاشت. این بگو مگوها همچنان ادامه داشت تا اینکه یک روز ... پیرمرد برای اینکه ثابت کند زنش در خواب خروپف می کند و آسایش او را مختل می کند ضبط صوتی را آماده کرد و شبی همه سر و صدای خرناس های گوشخراش همسرش را ضبط کرد. پیر مرد صبح از خواب بیدار شد و شادمان از اینکه سند معتبری برای ثابت کردن خروپف های شبانه او دارد به سراغ همسر پیرش رفت و او را صدا زد، غافل از اینکه زن بیچاره به خواب ابدی فرو رفته بود! از آن شب به بعد خروپف های ضبط شده پیرزن، لالایی آرام بخش شبهای تنهایی او بود

این ارسال را بازنشر کرده است.
Mohammad
Mohammad

مرسی مرسی من متعلق به همتونم

Mohammad
Mohammad

آره میترا خیلی سرده

Mohammad
Mohammad

عشق و ثروت چه رابطه عجیبی دارند..!

Mohammad
Mohammad

تو را از شیشه می‌سازد، مرا از چوب می‌سازد خدا کارش درست است‌، این و آن را خوب می‌سازد تو را از سنگ می‌آرد برون‌، از قلب کوهستان‌ مرا از بیدِ خشکی در کنار جوب می‌سازد در آتش می‌گدازد، تا تو را رنگی دگر بخشد به سوهان می‌تراشد تا مرا مطلوب می‌سازد تو را جامی که از شیر و عسل پُر کرده‌اش دهقان‌ مرا بر روی خرمن بُرده خرمنکوب می‌سازد تو را گلدان رنگینی که با یک لمس می‌افتد مرا ـ گرد سرت می‌چرخم و ـ جاروب می‌سازد تو از من می‌گریزی باز هم تا مصر رؤیاها مرا گرگی کنار خانه یعقوب می‌سازد مرا سر می‌دهد تا دشت های آتش و آهن‌ و آخر در مصاف غمزه‌ای مغلوب می‌سازد خدا در کار و بارش حکمتی دارد که پی در پی‌ یکی را شیشه می‌سازد، یکی را چوب می‌سازد