امشب رفته بودم یادواره شهدا ... جاتون خالی... انگار رفتم یه دنیای دیگه.... دوباره واسم یادآوری شد که ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم... تصور کن ....والا ما توی خدمت سربازی با صدای اسلحه کلاش 10 متر از جامون میپریدیم... مرد، شجاع، جسور اونا بودن که با اون صدای توپ و تانک میرفتن خط مقدم و آر پی جی میزدن... مرد بودن مرد...برای شادی روح تموم شهدا الهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم...
برایت خواهم نوشت از ابهام لحظه ها... از تردید ها .... از حجم تلخ نبودنت .... از کسانی که رد می شوند و بوی تو را می دهند.... برایت خواهم نوشت از حدیث تلخ بغض ها تا ابد.... از قناعت به یک خاطره .... یک یاد .... از صبوری من.... و جای خالی تو !!!
می پرسند نوشته هایم را چرا منتشر نمی کنم ؟! و نمی دانند کتاب عاشقانه های من توئی به تعداد پروانه ها که عطرت را دست فروشی می کنند در کوچه باغ های بارانُ خاطره ها !

13 سال و 1 ماه و 1 ساعت و 31 دقيقه قبل
خدايش بيامرزد و بهشت برين جايگاهش باشد . 
13 سال و 29 روز و 22 ساعت و 11 دقيقه قبلخدا بیامرزه همه ی رفتگان شما رو شیرین خانم. وهمینطور همه ی اسیران خاک رو. ممنونم.
13 سال و 29 روز و 22 ساعت و 9 دقيقه قبلروحشون شاد

13 سال و 29 روز و 22 ساعت قبلفاتحه ای نثار روحشون
ممنون عسل. خدا بیامرزه همه رفتگانتون رو.
13 سال و 29 روز و 21 ساعت و 48 دقيقه قبل