محمد رضوی
يه پيره زنه داشته از در يك خونه رد ميشده ميبينه سر و صدا مياد ميره ببينه چه خبره. تا مياد بره تو يه پسره كه ميدونسته رفيقاش مست كردن جلوشو ميگيره ميگه مادر كجا؟ ميگه مي خوام ببينم چه خبره؟ الكي ميگه مجلس ختمه مادرجان. ميگه خوب بزار منم برم تو. پسره ميگه نه نميشه. خلاصه پسره هر كاري ميكنه كه پيره زنه نره داخل نميتونه جلوشو بگيره. پيره زنه تا ميره داخل رفيقاش ميريزن سرشو ... بعد از١ساعت پيرزنه مياد بيرون. پسره كه دم دربوده ميگه ننه من بهت گفتم نرو داخل؟ ميگه ننه جون مديوني اگه واسه شب هفتم و چهلمش منو صدا نكني.
محمد رضوی
فایل جیف هستش....اول رو کامپیوترتون ذخیره کنید بعد با مرورگر باز کنید
محمد رضوی
وقتی یه دختر بخاطر یه پسر اشک میریزه ، یعنی واقعن دوسش داره... اما ....وقتی یه پسر بخاطر یه دختر اشک بریزه ، یعنی دیگه هیچوقت نمیتونه کسیو مثل اون دوست داشته باشه ....
محمد رضوی
ﺁﻫﻨﮓ ﺟﺪﻳﺪ ﻳﺎﺱ ﺑﺮﺍﻱ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﻫﺎ . . . . . ﺳﺨﺘﻪ ﺩﺭﺳﻢ ... ﺭﺳﻴﺪﻩ ﻭﻗﺖ ﺭﻓﺘﻦ ... ﺳﺮ ﺍﻣﺘﺤﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﻣﻴﺪﻭﻧﻢ ﺗﻬﺶ ﺭﺩﻡ ... ﺣﺲ ﻣﻴﻜﺮﺩﻡ ﺣﺮﻓﺎﻱ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺑﺎ ﺧﺮﺧﻮﻧﺎﺷﻪ ... ﺍﻭﻧﺠﺎ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﻓﻬﻤﻴﺪﻡ ﺍﻳﻦ ﻗﺼﻪ ﺍﻭﻻﺷﻪ ... ﻭﻗﺖ ﺍﻣﺘﺤﺎﻧﻮ ﺭﻳﺪﻥ ﺑﻪ ﺑﺮﮔﻤﻪ ... ﺗﻮ ﺧﻮﺩﺕ ﻣﻴﺪﻭﻧﻲ ﻛﻪ ﺭﻳﺪﻡ ﺍﻟﻜﻲ ﺟﻮ ﻧﺪﻩ ... ﺣﺮﻓﺎﻱ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻣﻢ ﻛﻪ ﻧﻤﻚ ﺯﺧﻤﻤﻪ ... ﺗﻨﻬﺎ ﺩﻟﺨﻮﺷﻴﻤﻢ ﺗﺮﻡ ﻫﺎﻱ ﺑﻌﺪﻣﻪ ... ﻭ ﺑﺎﺯ ﻣﻨﻤﻮ ﺣﺴﺮﺕ ﻳﻪ ﻧﻤﺮﻩ ﻱ ﺑﻴﺴﺖ ... ﻛﻪ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺑﻨﻮﻳﺴﻪ ﮔﻮﺷﻪ ﻱ ﻟﻴﺴﺖ ... ﻣﻴﺪﻭﻧﻲ ﭼﻨﺪ ﺑﺎﺭ ﺍﻓﺘﺎﺩﻡ ﺑﺮﺍﻱ ﻳﻪ ﺩﺭﺱ ﺑﮕﺬﺭﻳﻢ ... ﺩﻳﮕﻪ ﺑﻴﺴﺖ ﮔﺮﻓﺘﻨﺸﻢ ﺑﺮﺍﻡ ﻣﻬﻢ ﻧﻴﺴﺖ ... ﺗﻮ ﻛﻪ ﻣﻴﺪﻭﻧﺴﺘﻲ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﻱ ﺗﺮﻡ ﺁﺧﺮﺗﻢ ﺑﮕﻮ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺩﻳﮕﻪ ﭼﺮﺍ ﺩ ﺍﺧﻪ ﻧﻮﻛﺮﺗﻢ