دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

محمد_حسینخانی

شاید عکاس.شاید کوهنورد شاید نقاش درباره »
محمد_حسینخانی
مرد - مجرد
امتیاز: 32299

دنبال‌شدگان

(12426 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(619 کاربر)

گروه‌ها

(11 گروه)

بازدید

محمد_حسینخانی
محمد_حسینخانی

روی شیشه دوغ نوشته: دوغِ گازدارِ کربناته تزریقی گرما ندیده همگن شده با طعم نعناع و بدون چربی… آخه لامصب دوغه یا اورانیوم ؟؟؟

محمد_حسینخانی
محمد_حسینخانی

چه شلوغی کردیم دیشب....بوووووووووووووووووقق

محمد_حسینخانی
محمد_حسینخانی

(تست هوش)محمد داشت به یک عکس نگاه می کرد. دوستش از او پرسید: این عکس کیه که داری نیگاش می کنی؟ مهرداد گفت : من هیچ خواهر یا برادر ندارم ، اما پدر این مرد پسر پدر منه ! محمد داشت به عکس کی نگاه میکرد؟

محمد_حسینخانی
محمد_حسینخانی
در مشاعره

دارنده چو ترکیب طبایع آراست ...از بهر چه او فکندش اندر کم و کاست ....گر نیک آمد شکستن از بهر چه بود ....ورنیک نیامد این صور عیب کراست

محمد_حسینخانی
محمد_حسینخانی

اگر طلب دشمن هستی خود را از دوستانت برتر بدان ولی اگر دوست می‌خواهی بگذار دوستانت خود را از تو برتر بدانند . . .

محمد_حسینخانی
محمد_حسینخانی

هرگز ز طرب هیچ نخیزد بنشین... در اندوهی که هرگزش پایان نیست

محمد_حسینخانی
محمد_حسینخانی
در مشاعره

یوسف گمگشته باز اید به کنعان غم مخور ....کلبه ی احزان شود روزی گلستان غم مخور

محمد_حسینخانی
محمد_حسینخانی
در مشاعره

امشب ز غمت میان خون خواهم خفت .....وز بستر عافیت برون خواهم خفت

محمد_حسینخانی
محمد_حسینخانی
در مشاعره

تو را در آینه دیدن جمال طلعت خویش.... بیان کند که چه بودست ناشکیبا را

محمد_حسینخانی
محمد_حسینخانی
در مشاعره

من بدین خوبی و زیبایی ندیدم روی را ...وین دلاویزی و دلبندی نباشد موی را

محمد_حسینخانی
محمد_حسینخانی
در مشاعره

وقت طرب خوش یافتم آن دلبر طناز را .....ساقی بیار آن جام می مطرب بزن آن ساز را(از سعدی)!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!خیام نیست دیگه

محمد_حسینخانی
محمد_حسینخانی
در مشاعره

مردی نبود فتاده را پای زدن... گر دست فتاده‌ای بگیری، مردی

محمد_حسینخانی
محمد_حسینخانی
در مشاعره

مرا جود او تازه دارد همی مگر جودش ابر است و من کشتزار

محمد_حسینخانی
محمد_حسینخانی

دختران شهر به روستا فکر می کنند دختران روستا در آرزوی شهر می میرند مردان کوچک به آسایش مردان بزرگ فکر می کنند مردان بزرگ در آرزوی آرامش مردان کوچک می میرند کدام پل در کجای جهان شکسته است که هیچکس به خانه اش نمی رسد.............. گروس عبدالملکیان.

محمد_حسینخانی
محمد_حسینخانی

شب همگی خوش......