محمد_حسینخانی
چرا غمگینی ؟ : عاشق شدم آیا عشق شیرین است ؟ : بله شیرین تر از زندگی چرا تنهایی ؟ : ویژگی عاشق هاست لذت تنهایی چیست ؟ : فکر به او و خاطرات او چرا می روی ؟ : برای اینکه او رفت دلت کجاست ؟ : پیش او قلبت کجاست ؟ : او برده پس حتما بی رحم بوده نه ؟ : نه اصلا چرا ؟ : چون باز هم او را میپرستم . .
محمد_حسینخانی
کسی که نقطه اغاز هر چه پرواز است ..... تویی در سفر عشق خط پایانی ..... تویی بهانه ان ابرها که میگویند..... بیا تاصاف شود این هوای ابری..... کنار نام تو لنگر گرفت کشتی عشق ...... بیا که یاد تو ارامشی است طوفانی
محمد_حسینخانی
خیلی بده یه آهنگ عشقولانه یاده ۵ ۶ نفر بندازتت تمرکزتو رو آهنگ از دست میدی !
محمد_حسینخانی
ماییم و می و مطرب و این کنج خراب..... جان و دل و جام و جامه پر درد شراب
محمد_حسینخانی
نوبهار است، در آن کوش که خوشدل باشی که بسی گُل بدمد باز و تو در گِل باشی!
محمد_حسینخانی
ای دل هر دم غمی دگرگون میخور .....گردن بنه و قفای گردون میخور
محمد_حسینخانی
تا کی گویی ز ما و من شرمت باد .....تا چند ز ما و من که نه ماست نه من
محمد_حسینخانی
داغ معماری اشکمکه به یک لغزیدن/// عافیتها شد ازین آبله برپا، برپا