دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

محمد_حسینخانی

شاید عکاس.شاید کوهنورد شاید نقاش درباره »
محمد_حسینخانی
مرد - مجرد
امتیاز: 32299

دنبال‌شدگان

(12426 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(619 کاربر)

گروه‌ها

(11 گروه)

بازدید

محمد_حسینخانی
IMG_6110.jpg محمد_حسینخانی

یادش بخیر

محمد_حسینخانی
محمد_حسینخانی

خـــــــــدا گفت : او را به جهنم ببریـــــــــــد ؛ برگشت و نگاهی به خـــــــدا کــرد ؛ خــــــدا گفت : صبــــــــر کنید ؛ او را به بهشت ببریـــــــــــد ؛ ... فرشتگان ســـــــــؤال کردند : چــــــــــــرا ؟ جــــواب آمـــــــــــد : چــــــــون او هنوز به من امیدوار است ... ... ... !!!!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
محمد_حسینخانی
محمد_حسینخانی

ﺁﻏـــــــﻮ ﺵ ﮐﺴـــﯽ ﺭﺍ ﺩﻭﺳـــﺖ ﺑﺩار ؛ ﮐـــﻪ ﺑـــﻮ ﯼ "ﺑـــــﯽ ﮐﺴـــﯽ" ﺑﺪﻫﺪ ، ﻧــﻪ ﺑــــﻮ ﯼ "ﻫــــﺮﮐﺴـــﯽ"

این ارسال را بازنشر کرده است.
محمد_حسینخانی
محمد_حسینخانی

چرا غمگینی ؟ : عاشق شدم آیا عشق شیرین است ؟ : بله شیرین تر از زندگی چرا تنهایی ؟ : ویژگی عاشق هاست لذت تنهایی چیست ؟ : فکر به او و خاطرات او چرا می روی ؟ : برای اینکه او رفت دلت کجاست ؟ : پیش او قلبت کجاست ؟ : او برده پس حتما بی رحم بوده نه ؟ : نه اصلا چرا ؟ : چون باز هم او را میپرستم . .

محمد_حسینخانی
محمد_حسینخانی

کسی که نقطه اغاز هر چه پرواز است ..... تویی در سفر عشق خط پایانی ..... تویی بهانه ان ابرها که میگویند..... بیا تاصاف شود این هوای ابری..... کنار نام تو لنگر گرفت کشتی عشق ...... بیا که یاد تو ارامشی است طوفانی

محمد_حسینخانی
محمد_حسینخانی

خیلی بده یه آهنگ عشقولانه یاده ۵ ۶ نفر بندازتت تمرکزتو رو آهنگ از دست میدی !

محمد_حسینخانی
محمد_حسینخانی

یکی از بچه های فامیلمون مدرسه غیرانتفاعی میره سالی 6 ملیون !!! یادش بخیر ناظممون میگفت فردا 500 تومن کمک به مدرسه بیارین خونه ما میریخت بهم !!!به جان خودم....!!

محمد_حسینخانی
1 (2).jpg محمد_حسینخانی

سلام به همه دوستای گلم...اگه ازتون بخوام یه اسم واسه این عکسی که گرفتم انتخاب کنین چه اسمی روش میذارین؟.....مرسی از توجهتون

محمد_حسینخانی
محمد_حسینخانی
در مشاعره

ماییم و می و مطرب و این کنج خراب..... جان و دل و جام و جامه پر درد شراب

محمد_حسینخانی
محمد_حسینخانی

نوبهار است، در آن کوش که خوشدل باشی که بسی گُل بدمد باز و تو در گِل باشی!

محمد_حسینخانی
محمد_حسینخانی

صبحی مادری برای بیدار کردن پسرش رفت. مادر: پسرم بلند شو. وقت رفتن به مدرسه است. پسر: اما چرا مامان؟ من نمی خوام برم مدرسه. ... مادر: دو دلیل به من بگو که نمی خوای بری مدرسه. پسر: یک که همه بچه ها از من بدشون می یاد. دو همه معلم ها از من بدشون می یاد. مادر: اُه خدای من! این که دلیل نمی شه. زود باش تو باید بری به مدرسه. پسر: مامان دو دلیل برام بیار که من باید برم مدرسه؟ * * * * * * * * * * * * * * * مادر: یک تو الآن متأهلی . دوم اینکه تو مدیر مدرسه هستی!!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
محمد_حسینخانی
محمد_حسینخانی

در حالو هوای نمایشگاههای عکسمون

محمد_حسینخانی
محمد_حسینخانی

ای دل هر دم غمی دگرگون می‌خور .....گردن بنه و قفای گردون می‌خور

محمد_حسینخانی
محمد_حسینخانی
در مشاعره

تا کی گویی ز ما و من شرمت باد .....تا چند ز ما و من که نه ماست نه من

محمد_حسینخانی
محمد_حسینخانی
در مشاعره

داغ معماری اشکم‌که به یک لغزیدن/// عافیتها شد ازین آبله برپا، برپا