@محمد_حسینخانی یکی از #فـانـتزیام اینه که از بانک زنگ بزنن بگن شما برنده شدید! منم با لبخندی تـلخ بگم حتما خونه برنـده شدم یا ویلا یا شایدم صد میلیارد پول نقد یا… هه! بدید به فقـرا بعد بگن نه دیوونه تو پـــرایـــــد برنده شدی! بعد دیگه از شـدت خـوشحـالی سکته کنم به رحمت ایزدی بپیوندم ....
یکی از فانتزیام اینه که برم امریکا تو جلسه معرفی شرکت کنم . همین وسط ها ی جلسه گوشی Glx ام زنگ بزنه منم بگم sorry و به راحتی گوشی رو از جیبم در بیارم و در حالی که بقیه دارن به من میخندند یهو گوشی یکی شون زنگ بزنه ولی هر کاری کنه گوشی جدید apple اش از جیبش در نیاد . منم یه پوزخند بزنم و در حالی که بقیه دارن با تعجب به من نگاه میکنند و میگند wait , wait !!! تو افق ناپدید شم
#مسئولین#دنبالر بیایین به مناسبت تولد دنبالر به همه امکان استفاده از یک امکان پولی سایت به صورت رایگان رو بدید خسیس نباشید دیگه این شیرینی تولد محسوب میشه مگه نه بچه ها؟ باز نشر کنید تا تصویب بشه
اون آقای سیاه پوسته یه دونده حرفه ای با مدال المپیکِ از کنیا. اون آقای سفید پوست هم یه دونده ی اسپانیاییِ هست. آخر مسابقه بوده و اسپانیاییه میبینه که کنیاییه خیلی آروم داره میدوه، متوجه میشه که کنیاییه فکر میکنه مسابقه تموم شده،برای همین به جای اینکه یک برد کثیف بدست بیاره، میره پشت حریفش و خط پایان رو نشونش میده. اسم دونده اسپانیایی Ivan Fernandez Anaya و دونده کنیایی هم Abel Mutai هست.
خب شما کل منطق خودت و نظامت رو با جمله اول کامنتت بیان نمودی
ولی اینو عرض کنم که تو مرام علی علیه السلام حق هیچ گروهی حتی اگه تو اقلیت هم باشن همیشه قابل احترامه
کشور مال بابای کسی نیس که بخواد برا موندن یا نموندن نخبگان تصمیم بگیره
ببین رفیق نمیشه خواص رو راضی نگهداشت و عوام ناراضی ... ایشون بیشتر از حقش میخواد ... حضرت علی با برادرشون عقیل چی کارکردن ؟! : |
من یه بار دیگه هم با شما بحث کردم ... شما منطقت مشکل داره : ) فک میکنی حالا چون مثالا دانشجو دکتری یا چه میدونم ارشد هستی همه ملت باید برده ی امثال شما باشن ... اسلام میاد همه اینا رو میذاره زیر پا ... هرچی هستی واسه خودتی رفیق : ) عدالت یه چیز دیگه رو میگه ...
اولا بنده قبلا با شما بحث نکردم و تازه این ترم هم ترم چهارم کارشناسیمه
هیچ حقی هم بیشتر از سایرین نمیخوام
همین آقایی که صحبتش بود دانشجوی وزیر محترم علوم بود
کافیه خاطرات ایشون رو بنده عرض کنم تا شما متوجه شی درد ما چیه
ایشون که هم وضعش خوبه هم داره میره کانادا
تمام دردش اینه که چرا داره به مردمش ظلم میشه
چرا. حق مردم داره پایمال میشه بر اساس شایعه هم حرف نمیزنه بر اساس هرچی خودش دیده حرف میزنه
طول میکشه تا همه ی مردم به اون فرهنگ کشورای پیشرفته برسن مشکل ما دزدیه آدم بزرگاییه که فک میکنیم دلشون به حالمون سوخته ولی دارن از جیب ماها و همه ی فقیرا میخورن اینجا هم کشور اسلامیه خودمون خواستیم باشه پدرامون سرش جون دادن که امثال آمریکا برامون تصمیم نگیرن درسته مشکلاتمون زیاده ولی مستقل هستیم میتونیم گلیم خودمونو از آب بیرون بکشیم
روزنامه جام جم: مهریههای عجیب و غریب بارها سوژه خبرها شده است، از هزار کیلو بار مگس گرفته تا قلب و دست و پای آقای داماد ... اما این بار مهریه عجیبی خبرساز شده است که نقلش مثل نمونههای قبلی اسباب خنده را فراهم نمیکند، بلکه تاثیرگذار و آموزنده محسوب میشود.
ماجرا از این قرار است که صفیه رضازاده، متولد 1361، دانشجوی دوره تخصصی قلب و عروق دانشگاه تهران در نهایت سادگی با همسرش اسماعیل توکلی سی ویک ساله که او نیز دانشجوی سال سوم تخصصی داخلی دانشگاه شهید بهشتی است با مهریه تکفل پنج یتیم به مدت 14 سال پیمان زناشویی بسته است.
مهریه عروس خانم نیز عندالمطالبه است که قرار شده در روز ایتام اکرام در ماه مبارک رمضان به اجرا گذاشته شود.
صفیه رضازاده در خصوص نوع مهریه و انگیزه اش در این خصوص به مهر گفته است: همیشه دوست داشتم مهریه ام چیزی باشد که هم دنیای مرا بسازد و هم آخرتم را آباد کند از این رو به نیت 14 معصوم به مدت 14 سال و به نیت پنج تن تکفل و سرپرستی پنج یتیم را جزو مهریه ام قرار دادم.
او ادامه می دهد: سکه هر تعداد هم که باشد حتی اگر بتوانی آن را به صورت کامل از داماد بگیری فقط می تواند یک دلخوشی زودگذر برای این دنیا باشد، اما من دوست داشتم مهریه ام ماندگار باشد و دنیا و آخرت مرا تامین کند.
او می گوید: با تقبل سرپرستی این ایتام نه تنها مهریه ام را از همان ابتدا دریافت کرده ام و همسرم شیرینی لذت پرداخت مهریه مرا می چشد برای هر دوی ما باقیات صالحاتی ایجاد شده که باعث خیر هر دوی ماست و ما می توانیم بهشت دنیوی و اخروی را در کنار هم بسازیم و مسیر کمال و سعادت را با یکدیگر طی کنیم.
اسماعیل توکلی نیز در خصوص چگونگی مهریه همسرش گفته است: در صحبت هایی که با هم داشتیم مشخص شد که خط مشی ما بسیار شبیه هم است و از آنجایی که از قبل دوست داشتم چنین کاری را انجام دهم این موضوع را به عنوان مهریه لحاظ کردیم و در صورتی که وسع مالی ما بهتر شود تعداد را افزایش خواهیم داد.
نمیدونم منظور خودت و تفسیرت چی بوده...اما کوه منو بشدت بیاد قدرت نامحدود خدا میندازه...کوه سرشار از نشانه های خداست...سرشار از یاد خدا زیاد
13 سال و 2 ماه و 18 روز و 19 ساعت و 8 دقيقه قبلممنونم...زیبا بود
13 سال و 2 ماه و 18 روز و 18 ساعت و 56 دقيقه قبل@علی ورژن نوکری ...! ب ِ قول ِ محمد تعبیر جالبی بود
12 سال و 11 ماه و 5 روز و 21 ساعت و 38 دقيقه قبلهر قله رو به آرزوی دیدن یه منظره جدید فتح میکنم
12 سال و 11 ماه و 5 روز و 21 ساعت و 38 دقيقه قبلممنون آبجی
12 سال و 11 ماه و 5 روز و 15 ساعت و 9 دقيقه قبل توسط موبایل