دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Bahramمحمدم

آن ک ؛ مرا داد ؛ ب بیداد / تویی . . . درباره »
Bahramمحمدم
مرد - متاهل
امتیاز: 7141

دنبال‌شدگان

(1620 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(724 کاربر)

گروه‌ها

(297 گروه)

بازدید

elahenaz
elahenaz

حوصلم سر رفته چراا سایتها را ف-ی-ل-ت-ر میکنند

آرشیو آواتار دنبالریون
94913691876712533716.jpg آرشیو آواتار دنبالریون
توسط Bahramمحمدم

و باز هم آواتار قبلي . . .

مونا(لامپ خاندان)
مونا(لامپ خاندان)

چـــون خـــودش میــدونه خــوبه ..

پـــری‌ســــا
پـــری‌ســــا

می تونین یه کمکی کنین بهم آیا ؟!

الهــــ ه
الهــــ ه

حالا كه عكس خودمون رو گذاشتيم همه ميخوان داداشمون بشن : ))

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
Bahramمحمدم
Bahramمحمدم

@°◦ ღ ᔕᗩᖇᗩ ღ ◦° تولدت مُبارك مهربون. . .ديدگاه

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرفال
امیرفال

سلام رفقای شیفت ِ بعد از ظهر . . . : )

الهــــ ه
الهــــ ه

اين پسرايي كه تو خيابون بهت تيكه ميندازن احساس با نمكي و تو دل برويي دارن ، اينا خيلي بي فرهنگن ! كه با ديدن يه جنس مخالف احساس ميكنن و دهنشون وا ميشه و حد و اندازه ي شخصيتشون رو نشون ميدن ! آدم باش !

گلمنگلی ❣
گلمنگلی ❣

@Bahramمحمدم تو خیلی بدجنسیا اسمتو گذاشتی محمدم ک بت بگن محمدم /ائینا؟»/پس منم گلم هستم

این ارسال را بازنشر کرده است.
°◦ ღ ᔕᗩᖇᗩ ღ ◦°
°◦ ღ ᔕᗩᖇᗩ ღ ◦°

دلم به . . . خوشــ ِ /

♛ ᗩ ♆ ᖙ ᗩ ♛(خاله ريزه)
♛ ᗩ ♆ ᖙ ᗩ ♛(خاله ريزه)

سلاااااااااااااااااام

Bahramمحمدم
Bahramمحمدم

مناطقي از عربستان هم اين زمين لرزه رو احساس كردن...بعد ما اينجا تو استان خوزستان احساس نكرديم...چرا؟؟؟

Zariܓܨܓ ღ
1366111227669789_orig.jpg Zariܓܨܓ ღ

دقایقی پیش در ساعت 15:14 دقیقه زلزله ای به بزرگی 7.5 ریشتر شهرستان سراوان در استان سیستان و بلوچستان را لرزاند

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
علی فلاح
علی فلاح

مادرم رفت.. من موندم و هزاران حرفِ تو دلم.. چه زخم و زبون هایی که بهش زدن و بعدِ مرگش اومدن زار و زار گریه کردن! خواهر! برادر! خاله و دایی و .. که هرکدوم وقتی مادرم مریض بود اونا هم مریض بودن!! همه از مریضیش خسته شده بودند اما من مونده بودم و نفس های آخرش و ضربان قلبی که شروع به صفر شدن کرده بودن! انگار همین الانه!! 125 - 100 - 85 - 66 - 50 - 37 و صدای هشدار!! همین جا بود که بغضم ترکید! به بی مادر شدن نزدیک میشدم.. هر لحظه بیشتر از پیش.. فریاد زدم.. پرستار! کجایین؟! مادرم داره از دست میره! ضربان قلب 0 شده بود و ضربان قلب من 120 شاید هم بیشتر! شوک! ماساژ قلب! تنفس مصنوعی هم نتونست جلوی بی مادر شدن من در روز تولدم رو بگیره.. و اینطور شد که من تو روز تولد 22 سالگیم یکی از نعمتهای بزرگ زندگیم! تنها غمخوارم! تنها کسی که کلمه به کلمه حرفم رو می فهمید! کسی که تا آخرین لحظات زندگیش ، کم نیاورد و برای اینکه دل پسرش رو به درد نیاره، سوال میپرسیدم خوبی مامان؟ با چشماش میگفت آره! که مبادا من ناراحت بشم! رو از دست بدم و هر سال تو این روز برای مادرم سالگرد برگزار کنم! مادرم رفت اما همیشه با من هست!

و 62 کاربر دیگر این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
یـ ـک آدمـ ـ
یـ ـک آدمـ ـ

این زن برهنه است، برهنه / در کوچه اش پلیس ندارد / ابروش را مداد کشیده / چشم خمار و گیس ندارد / پیغمبری ست خسته و تنها / که آیه و حدیث ندارد / که سال هاست گریه ی محض است / با اینکه چشم خیس ندارد