دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Bahramمحمدم

آن ک ؛ مرا داد ؛ ب بیداد / تویی . . . درباره »
Bahramمحمدم
مرد - متاهل
امتیاز: 7141

دنبال‌شدگان

(1620 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(724 کاربر)

گروه‌ها

(297 گروه)

بازدید

Bahramمحمدم
Bahramمحمدم

خب...كله قند ميون اشعارتون راجع به پاييز...لازم بذكر است بنده بشدت از پاييز بدم مياد...!نپرس چرا،...بعله...خواستم بگم هنوزم هستند كساني كه از پاييز متنفرند

Bahramمحمدم
DSC00007.JPG Bahramمحمدم

لواشکــ ِ آلــو...

Bahramمحمدم
Bahramمحمدم

@گـلـپــری عروس پای به راهی نامعلوم می گذارد،تا زندگی برای او و آینده اش چه رقم زند... دیگران اما، فقط به تماشا نشسته اند...

این ارسال را بازنشر کرده است.
Bahramمحمدم
untitled555.JPG Bahramمحمدم

@دریـــا حیف باشد بر چنان تن پیرهن...

Bahramمحمدم
silvern90_16050105.jpg Bahramمحمدم

@بانو جاسمین از دل سبز است که رویاها آسمانی میشوند ، حتی اگر ترک بردارند...

Bahramمحمدم
silvern90_31034323.jpg Bahramمحمدم

@جوجـ ه فِنچِ متفکر✿◕ ‿◕✿ فريبا ست مثلا...نماينده ي آبخوري خوابگاهِ-مختلطِ-دنبالریون...بعد هي مث يزيد جلومونو ميگيره كه آب نخوريد ؛ همش مال خودمه( پ.ن: مگه گروهو خريديمنم موخوام ارسال كنم)(صرفا جهت شاد شدن شوما دوس عزيز)

Bahramمحمدم
patrika_06060207.jpg Bahramمحمدم

@حسین ابراهیمی کلمات را توان انعکاس عمق مصیبت نیست. آری ، «علی شهید شد » اما آیا این حادثه سهمگین در همین سه کلمه می گنجد. شدت مصیبت را باید در پشت خمیده شیعیان علی و در زانوان بغل کرده حسن و حسین جست. این طوفان سهمگین زینب را برخاک نشانده و او که مثل صبر است ، اینک بی تاب شده ؛ عمق فاجعه را باید در اشک احساس یتیمانی دید که پدر را برای بار دوم از دست داده اند. در غم غریب یاران علی ، هیچ کس را باور مصیبت نیست. مگر علی می میرد ؟؟؟

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
Bahramمحمدم
DSC00002.JPG Bahramمحمدم

@الهــــ ه الان چن روزه دوتا تلنگر دارم كه دلم نمياد اون ضربدرشونو بزنم،آرزو و الهه

Bahramمحمدم
0.283961001337539739_taknaz_ir.jpg Bahramمحمدم

@گـلـپــری می‌شه منو بغل کنی؟...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
Bahramمحمدم
vindi-art_29145334.jpg Bahramمحمدم

@آناهیتا به هر رو پس از نه ماه واند بارداري افتادم به خونريزي مشي با ديدن خون وحشت زده دست به سوي آسمان برداشت،دريافت كه مي بايست بند ناف فرزند را با دندان ببرد و بارها مرا ستايش كرد كه چنين خاصيت آفرينندگي از خود بروز دادم دختري از من زاده شد نامش را آناهيتا گذاشتيم...

این ارسال را بازنشر کرده است.
Bahramمحمدم
vindi-art_29151126.jpg Bahramمحمدم

@جوجـ ه فِنچِ متفکر✿◕ ‿◕✿ گفتم بيا نزديك تا عشق را عشقه بناميم و به آن معنا بخشيم،گفت مي آيم به شرط آنكه درخت عشقه را عشق نناميم...

Bahramمحمدم
Bahramمحمدم

بال هایت را کجا جا گذاشتی؟

Bahramمحمدم
Bahramمحمدم

به شدت احساس تنهايي ميكنم...

Bahramمحمدم
777.JPG Bahramمحمدم
در Photographer

بندر امام خميني...كشتي خدماتي مهر...اوني هم كه فلش زده شده عمو حميدم ِ