تحریم کنید ، تا دلتان میخواهد تحریم کنید ، و سهم ما از تحریم ها داشتن پدرانی ست که حالا به جای پانزده دقیقه ، یک ساعت و پانزده دقیقه را روی بالکن سیگار و آه میکشند ! تحریم کنید
هر سال زمستان که میشود اسمان محوِ ماجرای عشق بازی ابرها در بستر نرم خود میشود ..برای همین هم مشتاقانه عاشق میشود و تا میتواند می بارد ..به شوق میبارد.. ...نه مثل پاییز که باریدنهایش شکستن بغضِ تنهایی های او است . همینست که من زمستان را از پاییز هم بیشتر دوست دارم ..باران های زمستانی ,باران است ..خودِ خودِ باران ,از اشتیاق اسمان..
خدایــــــــــــــــــا ! کسی غیر از تو با من نیست … خیالت از زمین راحت ، که حتی روز روشن نیست … کسی اینجا نمیبینه ، که دنیا زیر چشماته ! یه عمره یادمون رفته ، زمین دار مکافاته ! فراموشم شده گاهی ، که این پایین چه ها کردم ! که روزی باید از اینجا ، بازم پیش تو برگردم ! خدایا وقت برگشتن ، یه کم با من مدارا کن ! شنیدم گرمه آغوشت ، اگه میشه منم جا کن …