سعد ابن عبدالله قمی در خدمت امام حسن عسکری علیه السلام بود که فردی از تاویل کهیعص سوال کرد. امام فرمودند که از فرزندم مهدی پاسخ را دریافت کنید.
آنگاه امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف فرمودند:
این حروف از اخبار غیبی است که خداوند زکریا را از آن مطلع کرده و بعد از آن داستان آن را به حضرت محمد صلی الله علیه و آله باز گفته است.داستان از این قرار است که زکریا از پروردگارش درخواست کرد که «اسماء خمسه طیبه » را به وی بیاموزد. خداوند، جبرئیل را بر او فرو فرستاد و آن اسماء را به او تعلیم داد.
زکریا چون نام های محمد، علی، فاطمه، و حسن علیهم السلام را یاد می کرد، اندوهش بر طرف می شد و گرفتاریش از بین می رفت. و چون نام حسین علیه السلام را یاد می کرد، بغض و غصه، گلویش را می گرفت و می گریست و مبهوت می شد.
روزی گفت: بارالها! چرا وقتی آن چهار نفر را یاد می کنم، آرامش می یابم و اندوهم بر طرف می شود; اما وقتی حسین را یاد می کنم، اشکم جاری می شود و ناله ام بلند می شود؟
خدای تعالی او را از این داستان آگاه کرد و فرمود: کهـیـعـص ( سوره مبارکه ی مریم، آیه 1 )
«کاف » اسم کربلا و «هاء» رمز هلاک عترت طاهره است، و «یاء» نام یزید ظالم بر حسین علیه السلام و «عین» اشاره به عطش و «صاد» نشان صبر او است.
منظور من این نیست که منفعت از اسرائیل ببرن. منظور من کسایی هست که فقط جیبشون براشون مهمه و عرق ملی ندارن. تموم زندگی شون پوله / منفعت خودشونه. مثل فرض کن چیزی از این حکومت بهشون بماسه، طرفداری اینور رو میکنن.
یه سری هم هستن که فقط میخوان مخالف باشن. نعوذبالله خدا رو هم بیاری پایین مخالفت میکنن.
یه سری هم هستن که اسرائیل رو میپرستن. به معنای واقعی میپرستن !!
روزی به خانه ابوبکر(لعنة الله علیه) رفتم عمر بن خطاب(لعنة الله علیه) و چند نفر دیگر آنجا بودند. ناگاه پیرمردی وارد شد و سلام کرد. جوابش دادیم...
ابوبکر(لعنة الله علیه) گفت:
ای پیرمرد بنشین. پیرمرد تکیه بر عصا نمود و گفت: من قصد حج دارم و مرا همسایه ای است که به من گفت: تو به حج می روی پس پیغام مرا به خلیفه رسول خدا برسان...
گفت: بگو من زنی ضعیفه ام و مرا پدری بود که یاری ام می داد. پس پدرم وفات یافت و مزرعه ای برای من گذاشت که وجه معاش من و فرزندانم از آن بود. امیر آن شهر مزرعه را از من گرفت و یکی از عمال خود را بر آن گماشت تا درآمد آن را بگیرد و به او برساند و از آن هیچ به من و فرزندانم نمی دهد...
ابوبکر(لعنة الله علیه) گفت: کراهت باد آن غاصب فاجر را.!! عمر(لعنة الله علیه) گفت: ای خلیفه رسول خدا!!! کسی را بفرست تا آن ظالم فاجر را به سزای خود برساند.
ابن عباس گوید: پس دیدم که پیرمرد بازگشت و گفت:
نعوذبالله من حقد الله فمن اظلم ممن یظلم بنت رسول الله ص... "پناه می برم به خدا از دشمنی و عداوت خدا.چه کسی از ظلم کننده بر دختر رسول خدا ظالم تر و فاجر تر است؟" و از آن خانه بیرون رفت...
ابوبکر(لعنة الله علیه) گفت: او را برگردانید و کسی را دنبال او فرستاد. اما پیرمرد را ندیدند...
ابن عباس گفت: خدمت امیر المومنین علیه السلامرسیدم. حضرت از این داستان پرسید و سپس فرمود: او خضر پیامبر بود.........
به قول رهبرم:
«یک دورهای بعضی از مسئولین خیال میکردند که اگر چنانچه در ملاقاتهای بینالمللی خودشان حرفهای آنها را برایشان تکرار کنند، خوب است... مینشستند همان حرفهایی را که آنها صد سال است دارند میزنند، برای آنها دوباره تکرار می کردند! این، شما را پیش او سبک میکند؛ این نشان میدهد که شما از خودتان هیچ چیزی ندارید...»
مسئله، مسئله ی «یادش بخیر، آقاسعید!» نیست...
حتی اگر او هم فراموش شود، نمی گذاریم منش انقلابی اش را با اسمش پنهان کنند...
می خواستم به بعضی ها بگویم...
اگر رویتان می شود، به آقا هم بگویید:
«دیپلماسی، کلاس فلسفه نیست!»
جلوی 1+5 باید «ماکیاول» بود، نه «سرباز خامنه ای...»!
.
این روزها، تعریف ها از دیپلماسی زیاد است...
می خواهند معنای این واژه را هم مثل «توسعه و دموکراسی و آزادی و...» به ما تحمیل کنند!
اما هستند کسانی که...
در دیپلماسی، حرف خاص خود را دارند...
«دیپلماسی به سبک خودشان...»
و تو می توانی اسمش را «کلاس فلسفه» بگذاری!
و می توانی بنشینی و «همان حرفهایی را که آنها صد سال است دارند میزنند، برای آنها دوباره تکرار کنی..!»
سعد ابن عبدالله قمی در خدمت امام حسن عسکری علیه السلام بود که فردی از تاویل کهیعص سوال کرد. امام فرمودند که از فرزندم مهدی پاسخ را دریافت کنید.
12 سال و 10 ماه و 19 روز و 16 ساعت و 58 دقيقه قبلآنگاه امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف فرمودند:
این حروف از اخبار غیبی است که خداوند زکریا را از آن مطلع کرده و بعد از آن داستان آن را به حضرت محمد صلی الله علیه و آله باز گفته است.داستان از این قرار است که زکریا از پروردگارش درخواست کرد که «اسماء خمسه طیبه » را به وی بیاموزد. خداوند، جبرئیل را بر او فرو فرستاد و آن اسماء را به او تعلیم داد.
زکریا چون نام های محمد، علی، فاطمه، و حسن علیهم السلام را یاد می کرد، اندوهش بر طرف می شد و گرفتاریش از بین می رفت. و چون نام حسین علیه السلام را یاد می کرد، بغض و غصه، گلویش را می گرفت و می گریست و مبهوت می شد.
روزی گفت: بارالها! چرا وقتی آن چهار نفر را یاد می کنم، آرامش می یابم و اندوهم بر طرف می شود; اما وقتی حسین را یاد می کنم، اشکم جاری می شود و ناله ام بلند می شود؟
خدای تعالی او را از این داستان آگاه کرد و فرمود: کهـیـعـص ( سوره مبارکه ی مریم، آیه 1 )
«کاف » اسم کربلا و «هاء» رمز هلاک عترت طاهره است، و «یاء» نام یزید ظالم بر حسین علیه السلام و «عین» اشاره به عطش و «صاد» نشان صبر او است.