mohammadhossein
کاش وقتی آرزویی میکنیم از دل شفاف مان هم رد شود مرغ آمین هم از آنجا بگذرد حرف های قلبمان را بشنود
mohammadhossein
چه اشتباه بـزرگیست ، تلخ کردن زندگیمان برای کسی که در دوری ما شیرین ترین لحظات زندگیش را سپری میکند . . .
mohammadhossein
دلم برای كسی تنگ است كه گمان میكردم می آید می ماند و به تنهاییم پایان میدهد! آمد رفت و به زندگی ام پایان داد
mohammadhossein
عشق یعنی تر شدن در زیر باران نشاط عشق یعنی رقص گندم.بوی پاک روستا عشق یعنی دست دادن با قناری های مست عشق یعنی خود ندیدن از کلاغی هم سوا
mohammadhossein
عشق یك چرخه است: وقتی عاشق می شوید، صدمه می بینید. وقتی صدمه می بینید، متنفر می شوید. وقتی متنفر می شوید، سعی می كنید فراموش كنید. وقتی سعی می كنید فراموش كنید، دل تنگ می شوید. وقتی دل تنگ می شوید در نهایت دوباره عاشق می شوید.
mohammadhossein
هـرگز تـو هـم مـانـنـد مـــن آزار دیــدی؟ یار خودت را از خــودت بـیـزار دیــدی؟ آیــا تـو هـم هر پــرده ای را تا گشودی از چــار چـوب پـنـجـره دیــوار دیــدی؟ اصـلا بـبـیـنـم تـا بـه حـالا صـخــره بودی؟ از زیـــر امــــواج آســـمـان را تــار دیدی؟ نـام کـسی را در قـنـوتت گـــریـه کـردی؟ از «آتـنـا» گـفـتن «عــذابَ النـّار» دیدی؟ در پـشـت دیـوار ِحیاطی شعـر خوانـدی؟ دل کـنـدن از یــک خــانه را دشـوار دیدی؟ آیا تو هم با چشم ِ بـاز و خیس ِ از اشک خواب کسی را روز و شب بـیـدار دیدی؟ رفتی مطب بی نسخه برگردی به خانه؟ بیـمار بـودی مثل ِمن ، بیمار دیــدی؟ حقـا که بـا مـن فــرق داری لااقـل تـو او را که می خواهی خودت یک بـار دیدی
mohammadhossein
غم مخور، معشوق اگر امروز و فردا میکند شیر دوراندیش با آهو مدارا میکند زهر دوری باعث شیرینی دیدارهاست آب را گرمای تابستان گوارا میکند جز نوازش شیوهای دیگر نمیداند نسیم دکمهی پیراهنش را غنچه خود وا میکند روی زرد و لرزشت را از که پنهان میکنی؟ نقطه ضعف برگها را باد پیدا میکند دلبرت هرقدر زیباتر، غمت هم بیشتر پشت عاشق را همین آزارها تا میکند از دل همچون زغالم سرمه میسازم که دوست در دل آیینه دریابد چه با ما میکند نه تبسم، نه اشاره، نه سوالی، هیچ چیز عاشقی چون من فقط او را تماشا میکند
mohammadhossein
سلام به اون عزیزی که ، فاصله ها باهاش دارم تو دفتر خاطره هام ، خاطره ها باهاش دارم آرزوی دیدن اون ، صورت زیباشو دارم آخر حرفمم اینه هرجا باشه دوسش دارم
mohammadhossein
عشق گاهى از درد دورى بهتراست ، عاشقم کردى ولى گفتى صبورى بهتراست، در قرآن خوانده ام ،یعقوب یادم داده است ، دلبرت وقتى کنارت نیست کورى بهتر است
mohammadhossein
با هر نگاهت غرق آهم می کنی باز هر شب کنار پنجره می آیم و تو چون برکه ای درگیر ماهم میکنی باز من طفل سرگردان رویاهای خویشم اما تو داری سر به راهم می کنی باز وقتی نمی بّرد کسی دست از عبورم بیخود اسیر گرگ وچاهم می کنی باز یا مو نشانم می دهی یا پیچش مو اسباب گمراهی فراهم می کنی باز در خود شکستم-اینکه خندیدن ندارد کوه غرورم من تو کاهم می کنی باز این قصه را هر باره از سر می نویسم اما دچار اشتباهم میکنی باز
mohammadhossein
یاد دارم در غروبی سرد سرد میگذشت از کوچه ما دورهگرد داد میزد کهنه قالی میخرم دست دوم جنس عالی میخرم کاسه و ظرف سفالی میخرم گر نداری کوزه خالی میخرم اشک در چشمان بابا حلقه زد عاقبت آهی کشید بغضش شکست اول ماه است نان در سفره نیست ای خدا شکرت ولی این زندگی است؟ خواهرم بیروسری بیرون دوید گفت آقا سفره خالی میخری؟
mohammadhossein
برای آن عاشق بی دل می نویسم كه حرمت اشكهایم را ندانست برای ان مینویسم كه معنای انتظار را ندانست، چه روزها و شبهایی كه به یادش سپری كردم برای ان مینویسم كه روزی دلش مهربان بود می نویسم تا بداند دل شكستن هنر نیست نه دگر نگاهم را برایش هدیه میكنم ، نه دگر دم از فاصله ها میزنم و نه با شعرهایم دلتنگی ها را فریاد می زنم می نویسم شاید نامهربانی هایش را باور كند
mohammadhossein
جان فدای آن که یادم میکند یاد او هر روزه شادم میکند مهربانی های او شیرین شکر با مرامش کیش و ماتم میکند . . . . . . .
mohammadhossein
صفای باطنت را دوست دارم کلام و ظاهرت را دوست دارم تو گرچه دوری از من ای عزیزم وفای حاضرت را دوست دارم . . .