☂مـُפـَــمـَـבســـآم☂
روح جنگل سرد و خاموش، شب گرفته بیشه ها را میزند دستی تبردار، ساقه ها و ریشه ها را تا نوازد روزگاران، نغمه های آدمیت شسته دیگر موج نفرت، نقش پای آدمیت در چنین قرنی بلاخیز، در شب تاریک تردید یک نفر با قلب من گفت، مردی می آید ز خورشید مردی می آید ستم سوز، در نگاهش موج دریا شیرمرد بیشه عشق، مرد مردستان طاها می رسد آن غایب آخر، در بهاری نورسیده شب شکافی همچو حیدر، نسلش از جنس سپیده می رسد از خطه ی نور، تا فروزد جان شب را شعله ی تیغش بسوزد، پرده ی ایوان شب را (ادامه…)
☂مـُפـَــمـَـבســـآم☂
هرچند که دوری از تو واسه م مرگه ،مرگت نفسای آخر این برگه این برگ خزون زده همین پاییز ،این عاشق از اشک پر و لبریز اما به خدا سپردمت محبوبم ،تا خوب شه حالت به خدا من خوبم اما نبر از یاد به یادت بودم ،یادی کن ازم که بی تو من نابودم گاهی اگه شد بیا سراغم تو خواب ،ای خواب پریده از چشای بی خواب
☂مـُפـَــمـَـבســـآم☂
هر لحظه در کنار منی عاشقانه تر با قلب عاشق و بدنی عاشقانه تر تکرار شو حوالی دستان خسته ام شاید مرا رقم بزنی عاشقانه تر . . .
☂مـُפـَــمـَـבســـآم☂
هرچه میکشیم از این قسمت لعنتیست... این داستان زندگی مارا هرکه میخواند میسوزد .... من چه بگویم که نقش اول این داستانم....
☂مـُפـَــمـَـבســـآم☂
عشق هم مارو سرکار گذاشته ؛آدمهاییکه دل پاک دارند بی کس هستن ؛اما آدمهای بی احساس دوروبرشون رو آدمهای عاشق پیدا میشه