تا حالا که از همه همسنام رد شدم / رو پای خودم وایسادم و مرد شدم/ همین که خوبیام بیش از حد شدن/ یه سری از رفیقام تو زرد شدن / رفتن و برگشتن و من خر شدم/ داد زدن تو سرم و من کر شدم / ولی آخر سر آدم شدم و توی تنهایی خودم از هر حد و مرزی رد شدم تا شدم بابا مانی عریان