دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

مُجے پاراداکس

سخت دلم گرفته است از این میهمان‌خانه، میهمان‌کش، روزش تاریک... که به جان هم انداخته، چند تن خواب آل... درباره »
مُجے پاراداکس
مرد - متاهل
امتیاز: 1387.95

دنبال‌شدگان

(972 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(262 کاربر)

گروه‌ها

(49 گروه)

بازدید

مُجے پاراداکس
مُجے پاراداکس

آقایون، خانوما، دوستان و رفقا... همگی خسته نباشین... روزتون خوش و شبتون پر از ستاره... خداحافظ تا فردا

مُجے پاراداکس
مُجے پاراداکس

پسر جهنمی: + تو عاشق شدی، بیا یه آبجو بزن =اوه نه، بدن من یه جور معبده + تو اینو بزن، میشه شهر بازی!

مُجے پاراداکس
مُجے پاراداکس

روز واقعه : عمرو (سعيد نيك‌پور) : مسلماني ما سه نسل است و از او هيچ . زيد (عزت الله انتظامي) : آري ، اما من از اسلام او بوي تازگي مي‌شنوم و از مسلماني تو تنها بوي غرور جاهلي مي‌آيد . عمرو : ما شصت ساله مسلمانيم . زيد : اين چه تفاخري است كه به ايمان خويش مي‌كني ؟ كه تو اگر مسلماني از پدر داري ، او اين گنج به رنج خويش يافته است.

مُجے پاراداکس
مُجے پاراداکس

سلطان: فريبرز عرب‌نيا: خونه‌مو ... اينجا بود... اينجا پنج تا اتاق... دو تا باغچه و يه حوض بود... بزرگ نبود... اما بود.

مُجے پاراداکس
مُجے پاراداکس

اجاره نشین‌ها: عباس آقا (عزت الله انتظامي) : اكبر ، بيا بپر برو دكون پيش عسگري ، بهش بگو واسه سي چهل نفر ، چرخ كرده و راسته جور كنه . خس مسشو ، رگ و ريششو قشنگ بگيره صافش كنه . شيشك آجري باشه ها . سوسه موسه بهت نده!

مُجے پاراداکس
مُجے پاراداکس

هزار دستان : پیروزی رؤیت می‌شود، حتی اگر در کاسه چشمان من و تو گیاه روییده باشد.

مُجے پاراداکس
مُجے پاراداکس

زير پوست شهر (رخشان بين اعتماد) طوبا (گلاب آدينه) : آخه اين جاهاي چيتان فيتان چيه آدمو ورمي‌داري مي‌آري ؟ عباس (محمدرضا فروتن) : تو آخه چيتان مني ، همه‌ي فيتان مني ، چيتان فيتان مني.

مُجے پاراداکس
مُجے پاراداکس

دوئل : اسکندر رو به یوسف : پس بیخود نمی گن مملکت افتاده دست بچه‌ها... یوسف :ها کوکا اگه دست شما بزرگا بود که الان عراقیا داشتن دم زاینده رود لب کارون می‌خوندن...

مُجے پاراداکس
مُجے پاراداکس

21گرم : مگه ما چند بار به دنیا می‌آییم، مگه ما چند بار از اين دنیا می‌ریم؟ می‌گن درست لحظه ي مرگ 21 گرم از وزن آدمي كه داره می‌میره، کم می‌شه. مگه 21 گرم چقدر ظرفیت داره؟ مگه چی از ما کم می‌شه؟ مگه چی می‌شه اگه ما 21 گرمو از دست بدیم؟ با رفتن اون چی می‌شه؟ مگه چقدر ارزش داره؟ 21 گرم وزن… یک سکه پنج سنتی, وزن یک مرغ مگس خوار…یه تیکه شکلات 21گرم چقدر وزن داره؟ این 21 گرم که از ما کم می‌شه وزن روح ماست. واقعا 21 گرم چقدر وزن داره؟ وزن “بودن” و “هستی” ما چقدره؟ 21 گرم"‌

مُجے پاراداکس
مُجے پاراداکس

لاست: جان لاک: به من نگو چه کاری رو نمی تونم انجام بدم!

مُجے پاراداکس
مُجے پاراداکس

قیصر: قصش درازه، من بودم، حاجی نصرت، رضا پونصد ،علی فرصت. آره و اینا خیلی بودیم، کریم آقامونم بود. کریم آق منگل بابا، میشناسیش. آره، از ما نه، از اونا آره، که بریم دوا خوری. تو نمیری، به موت قسم ما اصلا تو نخش نبودیم. آره، نه، گاز، دنده، دم هتل کوهپایه دربند اومدیم پایین. یکی چپ، یکی راست، یکی بالا، یکی پایین، عرق و آبجورو، رو تخت نشسته بودیم داشتیم می خوردیم. اولیو رفتیم بالا به سلامتی رفقا لول لول شدیم. دومی رو رفتیم بالا به سلامتی جمع پاتیل پاتیل شدیم. سومی رو، اومدیم بریم بالا، آ شیخ خلیل نامرد ساقی شد. گفت بریم بالا، مام رفتیم بالا، گفت به سلامتی میتی. تو نمیری به موت قسم خیلی تو لب شدم. این جیب نه، اون جیب نه، تو جیب ساعتی ضامن داراومد بیرون. رفتم اومدم دیدم کسی نیست همه خوابیدن. پریدم تو هتل. اومدم دم کوچه مهران بقل این نرقه فروشیه. اومدم پایین یه پسره هیکل میزونه، اینجوریه، زد تو سینم افتادم تو جوب. گفتم هتته. گفت عفت. یکی گذاشت تو گوشم. گفتم نامردا. دومیش زد از اولیش قایمتر زد. دست تو جیبم که برم و بیام چشام باز دیدم مریض خونه روسام. حالا ما به همه گفتیم زدیم شومام بگین زده!!!

mahdis
mahdis

مگر مي شود كه ادم فقط يك بار عاشق بشود . عشق ابدي فقط حرف است .پيش مي آيد كه آدم خيلي خاطر كسي را بخواهد .اما هميشه وقتي آدم فكر مي كند كه دلش سخت پيش يكي گرفتار است . يك دفعه . يك جايي مي بيند كه دلش ته دلش براي يكي ديگر هم مي لرزد . اگر با وفا باشد . دلش را خفه مي كند و تا آخر عمر حسرت آن دل لرزه برايش مي ماند . اگر بي وفا باشد . مي لغزد و همه ي عمرش عذاب گناه بر دلش مي ماند . هيچ كس حكمتش را نمي داند ... حالا با خود آدم است كه حسرت را بخواهد يا عذاب گناه را. يكي را بايد انتخاب كند راه فرار ندارد ... از كتاب شاهدخت سرزمين ابديت نوشته آرش حجازي /.

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
مُجے پاراداکس
مُجے پاراداکس

مکس جری هوروویتز (فیلیپ سیمور هافمن): ته سیگار‌ها خوب نیستند چون اونها رو توی دریا میریزند و ماهیها اونها رو میکِشند و به نیکوتین معتاد میشن... داشتم شوخی می‌کردم چون ته سیگار نمیتونه زیر آب روشن بمونه و البته ماهیها هم جیب ندارند که بخوان فندکشون رو توش بذارند.

مُجے پاراداکس
مُجے پاراداکس

آژانس شیشه‌ای، عباس (حبیب رضایی) : مو که توقعی نداشتم؛ سرِ زمین بودم با تراکتور؛ جنگ که تموم شد برگشتم سر همو زمین، بی تراکتور.

مُجے پاراداکس
مُجے پاراداکس

لئون، حرفه‌ای: اگه یه وقت آدم بکشی شبها مجبوری با چشم باز بخوابی!