Mona
در مقابل تقدیر خداوند مثل کودکی یک ساله باش که وقتی او را به هوا میاندازی، میخندد! چون ایمان دارد تو او را خواهی گرفت…
Mona
برو ای خوب من ، هم بغض دریا شو ، خداحافظ ! برو با بی کسی هایت هم آوا شو ، خداحافظ ! تو را با من نمی خواهم که « ما » معنا کنم دیگر … برو با یک « من » دیگر بمان « ما » شو ، خداحافظ !
Mona
برهنه ات می کنند تا بهتر شکسته شوی؛ نترس گردوی کوچک؛ آنچه سیاه می شود روی تو نیست؛ دست آنهاست ...
Mona
نه ...نه گریه نمیکنم تداعی یک چیزی رفته توی چشمم ! به گمانم ... یک خاطره است !!!!
Mona
سر به گوش من بگذار و بگو دوستت دارم از چه میترسی...؟ فردا دوباره می توانی انکار کنی !!!
Mona
عکاس سر کلاس درس اومده بود تا از بچههاى کلاس عکس یادگارى بگیره. معلم هم داشت همه بچهها رو تشویق میکرد که دور هم جمع شن. معلم گفت: ببینید چقدر قشنگه که سالها بعد وقتى همهتون بزرگ شدید به این عکس نگاه کنید و بگید: این احمده، الان دکتره. یا اون مهرداده، الان وکیله. یکى از بچهها از ته کلاس گفت: این هم آقا معلمه، الان مرده !
Mona
من مسئول چیزی هستم که میگم، نه چیزی که تــــــو ازش برداشت میکنی ....!!! .
Mona
وقتی به چیزی میرسی بنگر که در ازای آن از چه گذشتهای..............
Mona
دیگران فقط آینه شما هستند. نمیتوانید از چیزی در دیگران خوشتان بیاید یا بدتان بیاید، مگر آنكه منعكس كننده چیزی باشد كه درباره خودتان میپسندید یا از آن بدتان میآید.