دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

arash
مرد - مجرد

دنبال‌شدگان

(93 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(196 کاربر)

گروه‌ها

(7 گروه)

بازدید

arash
arash

شک ندارم ....اشک ...میریزند ماهی ها در آب......! اشک ماهی ها نباشد... آب دریا ...شور.... نیست.....

این ارسال را بازنشر کرده است.
arash
arash

مرا عاشقی شیدا فارغ از دنیا توکردی ، تو کردی مرا عاقبت رسوا مست و بی پروا تو کردی ، تو کردی نداند کس ، جانا چه کردی چه ها کردی با ما چه کردی دو چشمم چو دریا در افشان ، گهر زا تو کردی ، تو کردی روان از چشم ما گهرها ، دریاها تو کردی، تو کردی نه یک دم از جورت فغان کردم نه دستی سوی آسمان کردم منم اکنون چون خاک راهی غباری در شام سیاهی اگر مهری رخشد تو آن مهری، اگر ماهی تابد، تو آن ماهی اگر هستی پاید، تو هستی اگر بودی باید، تو بودی بی لطف و صفا ، باشد به خدا ، بی تو هستی ها از دیدارت ، از رخسارت، ای جان بینم، سرمستی ها شمیم روح افزایی، مشکی، عودی، چنگی، رودی.........

arash
arash

درد دارد، سرت به سنگی بخورد که روزی به سینه اش میزدی!!

arash
arash

مشخصات واقعی : اسم : قنبر تحصیلات : پنجم ابتدایی متولد: ده كوره علایق:سواری با گاو و گوسفند مشخصات [!]بوکی : اسم: ابتین تحصیلات : لیسانس هوا فضا متولد:تهران نیاوران علایق: اتومبیل رانی.مسابقات فرمول 1 و جت اسکی...................

arash
arash

انتخاب رشته سال اول کنکور: پزشکی پزشکی پزشکی ... سال دوم: پرستاری پرستاری ... سال سوم: نگهبان دم در بیمارستان ... سال چهارم: به دانشگاه آزاد اسلامی خوش آمدید!

arash
arash

یه روز مسابقه میذارن بین سه نفر به هر کدوم یه کامیون موز میدن با یه میمون میگن ببینیم کی میتونه میمونو به حرف بیاره اولی همه ی موزو میده به میمون ،میمون حرف نمیزنه .دومی نصف موز ها رو خودش میخوره بقیشو میده به میمون ،میمونه حرف نمیزنه.سومی شروع میکنه به خوردن میمونه هی منتظر میشینه میبینه نه یارو همه ی موزها رو خورد موز آخری رو که بر میداره میمونه میگه جون مادرت اون یدونه رو بده به من.

arash
arash

خواستـن ، همیشه توانستـن نیست... گاهی فقط ، داغ بزرگی است که تا ابــد بر دلت می ماند...!

arash
arash

علم پزشکی ثابت کرده است که شکستن دل واقعیت است. یعنی وقتی دل کسی میشکند در قلب اتفاقی می افتد مثل یک خون ریزی کوچک یا یک جراحت ! مثل جراحتهای کوچکی روی پوسته ی انار که آرام آرام زیاد می شود تا انار ترک می خورد. چند وقتی است که نمیدانم جراحت های روی قلبم را مدیون تو هستم ،که قلبم را شکستی ، یا مدیون دانه های انار قلبم که زیاد عاشق شدند ، در آن فضای بسته ،دوام نیاوردند و قلبم را شکافتند ...! بی خیال...! مهم این است که " لیلی" انار ترک خورده دوست دارد...!

arash
arash

از اونجایی که میگن : ادما رو باید تو سفر شناخت ! پس چرا ماه عسلو یه وقتی گذاشتن که کار از کار گذشته ؟! خو قبلش بذارین ملت نادم از سفر برنگردن !!

arash
arash

واحد سنجش دلتنگی: نگاه به موبایل بر ثانیه اس...

arash
arash

آدم ها تو را از پای در می آورند و بعد برایت دعا می کنند که دوباره سالم و سر حال شوی تا از صدایِ برخوردِ جملاتِ سنگین شان بر شیشۀ وصله خوردۀ دلت دوباره و دوباره لذت ببرند...

arash
arash

به خاطر تو آخر یه روز دق می کنم فقط به خاطر تو دنیا رو عاشق میکنم فقط به خاطر تو شب به بیابون می زنم فقط به خاطر تو رو دست مجنون می زنم فقط به خاطر تو عشقت رو پنهون می کنی فقط به خاطر من من دلم رو خون میکنم فقط به خاطر تو تو گفتی عاشقی بسه دنیا برام یه قفسه گفتی که عشق یه عادته دلم پر از شکایته گفتی می خوای بری سفر خیره شدن چشام به در من می شینم به پای تو فقط به خاطر تو من می شینم به پای تو فقط به خاطر تو به من تو گفتی دیوونه فقط به خاطر من حرفت به یادم می مونه فقط به خاطر تو از خوبیات کم میکنی قلبم رو پر پر می کنی گفتی که از سنگه دلت از من و دل تنگه دلت از خوبیات کم میکنی قلبم رو پر پر می کنی گفتی که از سنگه دلت از من و دل تنگه دلت ازم گرفتی فاصله فقط به خاطر من دست کشیدم از هر گله فقط به خاطر تو گفتی که از اینجا برو فقط به خاطر من می رم به احترام تو فقط به خاطر تو ترانه سرا : مریم حیدرزاده

arash
arash

تو را چون آرزوهايم هميشه دوست خواهم داشت به شرطي كه مرا در آرزوي خويش نگذاري چه زيبا مي شود دنيا براي من!اگر روزي تو از آني كه هستي اي معما پرده برداري

arash
arash

خـــــدیا برای نزدیک شدن به تو به کلمه ها احتیاجی ندارم و منت جاده ها را نمیکشم .برای رسیدن به تو دست های خالی کا[!]ت . مرا از نیایش و نمک محروم نکن .

arash
arash

با تو از رویا خواهم گفت... از حدیث شب... از نجوای پرستوهای نشسته روی شاخه های بید... از راز غنچه،از رویای گل... از داغ شقایق... اما به شرطی! به شرط آنکه بیایی به زیر سقف آسمان...زمانی که چشم آفتاب دور است... زمانی که که ماه غریبانه،مهر می نوازد... و ستارگان سفره می چینند بر پهنای جهان... آمدی؟ رازی نمی ماند اگر؛بشنوی سکوت را... همین.