arash
بیا دوباره مرور کنیم ... من چشم گذاشتم ، تو پنهان شدی می شمارم تا ده ، تا صد ، تا هزار ... چشمهایم کمی غریبی می کنند ، پنهانی ترین گوشه این شهر کجاست مگر ؟ کاش خودت مرا پیدا کنی............
arash
خـــــدیا برای نزدیک شدن به تو به کلمه ها احتیاجی ندارم و منت جاده ها را نمیکشم .برای رسیدن به تو دست های خالی کا[!]ت . مرا از نیایش و نمک محروم نکن .
arash
با تو از رویا خواهم گفت... از حدیث شب... از نجوای پرستوهای نشسته روی شاخه های بید... از راز غنچه،از رویای گل... از داغ شقایق... اما به شرطی! به شرط آنکه بیایی به زیر سقف آسمان...زمانی که چشم آفتاب دور است... زمانی که که ماه غریبانه،مهر می نوازد... و ستارگان سفره می چینند بر پهنای جهان... آمدی؟ رازی نمی ماند اگر؛بشنوی سکوت را... همین.
arash
لحظات شادی خدا را ستایش کن لحظات سختی خدا را جستجو کن لحظات آرامش خدا را مناجات کن لحظات دردآور به خدا اعتماد کن و در تمام لحظات خداوند را شکر کن..........
arash
بخدا گفتم: " بیا جهان را قسمت کنیم، آسمون واسه من ابراش مال تو، دریا مال من موجش مال تو، ماه مال من خورشید مال تو ... ". خدا خندید و گفت: " بندگی کن، همه دنیا مال تو ... من هم مال تو ... "
arash
فـرهنـگ لـغـتهــا نـیـاز بـه ویــرایــش دارند ! بـرای مـعنی دلـتـنـگی احتیـاج بــه ایــنهــمـه کـلمه نــیـســت، دلتنـگی یــعنـــی تـــو . . .
arash
از وقتی که تــو رفتی آینده هیچ وقت نیامد که هیچ گذشته هم هیچ وقت نگذشت . . .
arash
*روزی که جهان خواست بایستد بگو به گونهای از چرخش بماند که من در نزدیک ترین فاصله ازتو مرده باشم ...! *
arash
آدمهای سرزمین من تا پیش از اولین بوسه تا قبل از آغوش نخستین تا شروع تپش های بی امان دلتنگی تا آغاز قصه ای که در گوشت زمزمه می کنند عاشقند. اما ........!!!
arash
نميدانم، نميدانم دلتنگي هايم را براي چه کسي بازگو کنم ميدانم که لحظات سخت و تلخ عمرم آرام آرام به هجايي از مرگ تبديل خواهد شده، بغض تنهاييم يک روز خواهد شکست و صداي فريادم گوشهاي فلک را کر خواهد کرد و آن روز صداي مهربان خدا را خواهم شنيد که گريه کنان به من خوش آمد مي گويد! اما ميدانم با همه ي اين فرياد ها، آني که بايد بشنود، نخواهد شنيد، ميدانم...
arash
ما ایرانی ها وقتی میخوایم از کسی تعریف کنیم : عجب نقاشیه نکبت چه دست فرمونی داره تول ه س گ چقدر خوب میخونه بد مصب چه گیتاری میزنه ناکس استاده کامپیوتره لامصبموی کوتاه به طرف میاد: چه عوضی شدی عجب گلی زد بی وجدان بی شرف خیلی کارش درسته دوستت دارم وحشتناک اما وقتی میخوایم فحش بدیم: برو شازده -چی میگی مهندس- آخه آدم حسابی-دکتر برو دکتر- چطوری آی کیو؟-به به! استاد معظم! -کجایی با مرام,,,,,,,,,,,,
arash
حیات درختان در بخشش میوه است . آنها می بخشند تا زنده بمانند ، زیرا اگر باری ندهند خود را به تباهی و نابودی کشانده اند.
arash
وقتی پرنده ای زنده است مورچه ها را میخورد وقتی میمیرد ... مورچه ها او را میخورند زمانه و شرایط در هر موقعی میتواند تغییر کند در زندگی هیچکس را تحقیر یا آزار نکنید شاید امروز قدرتمند باشید ... اما یادتان باشد زمان از شما قدرتمند تر است !! یک درخت میلیونها چوب کبریت میسازد اما وقتی زمانش برسد ... فقط یک چوب کبریت برای سوزاندن میلیونها درخت کا[!]ت ... پس خوب باشید و خوبی کنید ....
arash
زمستانی سرد کلاغ غذا نداشت تا جوجه هایش را سیر کند ناچار گوشت بدن خود را میکند و به جوجه ها میداد زمستان تمام شد و جوجه ها زنده ماندند و کلاغ مرد جوجه ها گفتند خوب شد که مُرد خسته شدیم از این غذای تکراری,,,,,,,,,,,,,,,,
arash
در شطرنج زندگی من سربازی جان بر کفم تو شاه، مثل همیشه ماه من می جنگم،زخم می خورم من از گود " کیـــــــــــــش " می شوم تو "مــــــــــــــات" لبخندِ وزیر می شوی کاش می دانستم سرباز،باید عاشق اسب ها باشد مات شدن،کاری شاهانه است.