روزنامه خراسان نوشته که "کشف اختلاس ۱۵ميليارد تومانی در بنياد شهيد"... 15 میلیارد تومن آخه؟...آبرومونو بردید که...ما انتظار بیشتر از اینا داریم از شما...اینا که رقمی نیس
به همکارم میگم که فلان و فلان سیگنال خرید دادن...میگه که آره ولی ضعیفه...اعتباری روش نیس...فلان چیز رو نیگا...مام گوش کردیم...بعدشم بازار رو سپرد به من و رف بیرون...حالا پیش بینی من محقق شده اسمس زدم بهش که خونت حلاله هااااااااا یه کله داره میره بالا
یه لحظه گفتم واااای هوس خرما کردم با پودر نارگیل فراووووون...پنج دیقه نشده خواهرم خرمای گردو وسط و آغشته به پودر نارگیل آورد گذاشت تو دهنم...خدا از این خواهرا قسمتتون کنه
دیشب همینجوری یهوئکی هوس ورزش کردم...همینجوری تو تعجب این هوس بودم که به ذهنم رسید چطو هوس یه غذایی میوه ای چیزی میکنیم میگیم حتماً بدنمون یه چیزی کم داره؟!...حالام لابد بدنم نیاز مبرم به ورزش داره دیگه
دیدید بعضیا چقد دوس دارن زن ذلیل باشن و زنشون براشون تصمیم بگیره؟...نگید بهش خاک تو سرت...دیدید بعضیا دوس دارن حرفای شوهرشون رو گوش بدن و به نظر فرمانبردار میان؟...به اینام نگید خاک تو سرت...پی ها دوس دارن تصمیم گرفته شه براشون...ینی دوس دارن یه جی باشه که تصمیم بگیره براشون...اینجوری هم پی ها راضی ن هم جی ها...شمام دخالت نکن
من نمیدونم چه صیغه ایه خونه خواهرم که هستم صلح و صفاس با بچه هاش...بعد خونه بابام که هستیم هر دیقه دعوا میشه و چش دیدن همدیگه رو نداریم با خواهرم و بچه هاش
گفته بودم دلیل اومدنم به دنبالر تعطیل کردن استتوسای جیتاکم بود؟ خب دوستان هی درخواست دارن اونجا که یه رونوشت از استتوس های منتشر نشده اونجا و منتشر شده اینجا رو بفرستم براشون
خاچ تو سرم...شوورخواهرم ازم میپرسه مهسا چقد سود کردی از اون موقع تا حالا؟...گفتم هیچی...خُ چرا آخه؟...من سود موخوام...ایشالا فردا یه نوسان اساسی بگیریم از بازار
ای دی اس ال داریم اما به مویی بسته س...در این حد که تلفن که مشغول میشه چن دیقه اولش قطع میشه و دوباره وصل میشه...بعد هیچی دیگه هرکی دس به تلفن میزنه از نگاه های چپ من و خواهرم در امان نیس