دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

mosallas bermuda

mosallas bermuda
زن - مجرد

دنبال‌کنندگان

(87 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

mosallas bermuda
mosallas bermuda

بابام روز اول که زلزله ها شروع شد سومی رو رسید خونه...بعد شروع کرد نماز آیات خوندن که چارمی هم وسط نمازش اومد...بعد خب از اون روز هی پس لرزه س که میاد...و طبیعتاً هی نماز آیاته که بابای من میخونه...منم نگه داشتم وختی تموم شد با یه نماز آیات سر و تهشو هم بیارم

mosallas bermuda
mosallas bermuda

بعد یه بار عموم تهران بوده ماه رمضون بعد هی میبینه همه جا صفه واسه حلیم...یه جا میره بخره بخوره ببینه چیه آخه این حلیم؟...بعد یه قاشق که همونجوری بدون روغن و شکر و دارچین میذاره دهنش همونو هم به زور قورت میده...میگم خب عموی عزیزتر از جاااانننن حلیم خوردن آداب دارد...ترکای اینجا در این حد از حلیم خبر ندارناااا

mosallas bermuda
mosallas bermuda

یه چی بگم دلتون کباب شه؟...ترکای اینجا به حلیم اعتقادی ندارن!...ینی یه چیکه حلیم یافت می نشود...بعد من ماه رمضونی یه قاشق حلیم هم نخوردم...هق هق هق...اون روز مامانم داش میپخت ها نمیدونم چی شد...بذا برم استعلام بگیرم ازش بیام

mosallas bermuda
mosallas bermuda

بعد از گذاشتن نت قبلی به عنوان استاتوس جیتاک بازتاب ها اینا بود..."آره خداییش خیلی ترسناک بود"..."آقو قلبمون اومد تو یقه مون"..."از استرس کنکور لیسانسمم بیشتر بود"...یییی

mosallas bermuda
mosallas bermuda

صب ساعت شیش و نیم داشتم چت میکردم بعد زلزله اومد...پی ام دادم که داره زلزله میاد باز...و بعدش دی سی شد اینترنت...بنده خدا فک کرد من مردم دیگه...زهرا رو هم سکته داد حتی...باز خوبه موبایل قطع نشده بود اسمس زهرا رسید و تونستم جواب بدم...ولی بد سکته دادم

mosallas bermuda
mosallas bermuda

خیلی عصبی و بغضی هستم...وقتی خبرای کشته شده یا زخمیا رو میشنوم شاید چون موج زلزله تا اینجا هم اومده بود انقد عصبیم...چون ممکن بود خودمون الآن عزیزی از دست داده بودیم...یا عزیزمون زیر آوار بود...الآن بگم خدایا شکرت من زنده م و همه زنده ن و نگرانی یی ندارم؟...بگم خدایا شکرت مرکزش اینجا نبوده و اهر بوده؟

mosallas bermuda
mosallas bermuda

افطار خانواده پدری مهمون دخترعمه م بودیم...بعد دارم جو میدم که الآن اگه دوباره زلزله بیاد نسل فلانیا(فامیلیمون) در جا منقرض میشه...سریع حاضرجوابان جواب میدن که نه امیر و احسان نیستن...اون یکی از اونور میگه امین هم نیست...دوباره میگه علی هم نیست...خلاصه خیالمو راحت کردن که کلی ادامه دهنده نسل داریم

mosallas bermuda
mosallas bermuda

اونروز به همکارم میگم من پسورد اینترنت بانکم باطل شده بیزحمت سی تومن بریز به حساب بورسم...بعد از اینکه ریخته میگم سی تومنو بالا کشیدم لازم نداشتم...میگه آره آره باهاش برو آنتالیا!...میگم پس برو بیزحمت یه سی تومن دیگه هم بریز یکیو هم بزنم زیر بغلم دوتایی بریم

mosallas bermuda
mosallas bermuda

میپرسه خوبی؟...میگم یه کم آره...خیلی نه...میگه چرا؟؟؟...میگم انرژیم خالی شده...ذووووق کرده که چه عجببب بالاخره خالی شد

mosallas bermuda
mosallas bermuda

میگه که حواست به فلانی باشه...میگم باشه خیالت راحت هواشو دارم...مواظبشم...میگه نه تو بهش نزدیک نشی خیالم راحتتره...چی بگم آخههههههییییییی

mosallas bermuda
mosallas bermuda

میگم جمعه روز استراحته توجیه میکنم کار مفید نداشتنمو...بعد خودم جواب خودمو میدم که جمعه واسه اونایی که تو هفته کار کردن روز استراحته نه واسه ما

mosallas bermuda
mosallas bermuda

میگم بهش بشین احیا نگه دار یه وخ خواسته ای داشتی از خدا روت بشه بشینی احیا نگه داری...من که با این تز میخوام بشینم دعا معا بخونم...بعد از هرهر و کرکر میفرمان با خدام ترید میکنی؟

mosallas bermuda
mosallas bermuda

اعتراف میکنم من بچگی همیشه فکر میکردم مشروح اخبار ینی خلاصه ش...و هر روز ساعت 2 که بابام اخبار گوش میداد از بابام میپرسیدم مشروحش رو نگاه میکنه فقط آیا؟...و بابام با لبخند ژکوندی تأیید میفرمودن...و من ابلهههه خوشحال میشدم

mosallas bermuda
mosallas bermuda

صب ساعت ده اومده میگه میشه بوست کنم؟...منم خواب بودم...پاشدم بغلش کردم بوسش کردم دوباره خوابیدم...ساعت یازده از خواب بیدار شدم...تو اون یه ساعت خواب انقد در موردش خواب دیده بودم که شک کردم واقعاً اومده همچین چیزی گفته یا نه

mosallas bermuda
mosallas bermuda

بابام پن شنبه از مکه برمیگرده...بعد من خوشال بودم که میریم استقبالش ارومیه و من روزه مو میخورم...بعد کاشف به عمل اومد که بابام گفته نیاید فرودگاه من با خود کاروان برمیگردم...بعد هنوز من امید داشتم که تا فلان جا هم اگه بریم میشه روزه رو خورد...امروز مامانم گف زهی خیال باطل که میان ترمینال و تمام امییییدهای منو ناامید کرد واسه یه روز استراحت این وسط...هق هق هق