مصطفی
اسلام حقیقی و اسلام دروغین
مصطفی
از تمام داشته هایت که به آن می بالى خدا را جدا کن بعد ببین چه دارى؟ به همه کمبودهایت که از آن می نالى خدا را بیفزا و ببین دیگر چه کم دارى؟
مصطفی
پرنده لب تنگ ماهی نشست و به ماهى نگاه کرد و گفت: سقف قفست شکسته، چرا نمی پرى؟
مصطفی
خوشبختی سراغ کسی می رود که فرصت اندیشه درباره بدبختی را ندارد.
مصطفی
هر سخنی که از دل برخیزد بر دل نشیند و اگر فقط از زبان خیزد از گوشها فراتر نرود.
مصطفی
بیا عشقمون رو محکم به هم گره بزنیم و آرزو کنیم این گره هیچ وقت باز نشه حتی با دندون روزگار.
مصطفی
دوستت دارم با "س" سوزن به همه بگو تا بسوزن!
روزی مردی خواب عجیبی دید، او دید که پیش فرشتههاست و به کارهای آنها نگاه میکند، هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند و تند تند نامههایی را که توسط پیکها از زمین میرسند، باز میکنند، و آنها را داخل جعبه میگذارند. مرد از فرشتهای پرسید، شما چکار میکنید؟
15 سال و 6 ماه و 24 روز و 14 ساعت و 50 دقيقه قبلفرشته در حالی که داشت نامهای را باز میکرد، گفت: این جا بخش دریافت است و ما دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل میگیریم. مرد کمی جلوتر رفت، باز تعدادی از فرشتگان را دید که کاغذهایی را داخل پاکت میگذارند و آنها را توسط پیکهایی به زمین میفرستند.
مرد پرسید: شماها چکار میکنید؟ یکی از فرشتگان با عجله گفت: این جا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمتهای خداوندی را برای بندگان میفرستیم.
مرد کمی جلوتر رفت و دید یک فرشتهای بی کار نشسته است مرد با تعجب از فرشته پرسید: شما چرا بی کارید؟
فرشته جواب داد: این جا بخش تصدیق جواب است. مردمی که دعاهایشان مستجاب شده، باید جواب بفرستند، ولی فقط عده بسیار کمی جواب میدهند. مرد از فرشته پرسید: مردم چگونه میتوانند جواب بفرستند؟ فرشته پاسخ داد: بسیار ساده فقط کا[!]ت بگویند *خدایا شکر*