دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

motefavet

خدایا در ها بسته نیست ... ما دست و پا یسته ایم ... درباره »
motefavet
امتیاز: 2535

دنبال‌شدگان

(203 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(482 کاربر)

گروه‌ها

(123 گروه)

بازدید

motefavet
115.png motefavet

نه از مهر و نه از کین می نویسم نه از کفر و نه از دین می نویسم دلم خون است، می دانی برادر دلم خون است، از این می نویسم

motefavet
23.jpg motefavet
در خاطرات

دبستان که بودیم، هر چی می پرسیدن و می موندیم توش، میگفتیم ما تا سر اینجا خوندیــــــم

motefavet
H.Ali-Asghara-4.jpg motefavet
در مشاعره

لب های خشک ، آتش صحرا ، صدای / شط العرب کبود ، نگاهش فقط سراب / کوچک ولی بزرگ به قدر دو آسمان / چشمش به مشک خیره شده کودک رباب

motefavet
2u9pu0w.jpg motefavet

ندیدم آینه ای چون لباس ها/ همان قبیله که بودند غرق پاکی ها/ به عشق زنده شدن «عند ربهم» بودن / شده ست حاصل آنان ز سینه چاکی ها / دلیل غربت شان اهل خاک بودن ماست/ نه بی مزار شدن ها نه بی پلاکی ها/ به آسمان که رسیدند رو به ما گفتند :/ زمین چقدر حقیر ست آی خاکی ها/

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
motefavet
mod0hejab.jpg motefavet
در مشاعره

هر لحظه یک قدم به تو نزدیک می شوم / ای دم به دم به تو نزدیک می شوم/ تو بخت ناگریزی و من از تو ناگزیر/ نزدیک می شوم به تو نزدیک می شوم

motefavet
2_4847903.jpg motefavet
در مشاعره

هر چند که عکس او نشد همسفرت / یک لحظه رخش نمی رود از نظرت / انگار دوباره آن صدا می آید / پشت تلفن که گفت : ،... پسرت

این ارسال را بازنشر کرده است.
motefavet
1_ya_mahdi.jpg motefavet
در ظهور

وقتش رسیده است ، جهان را تکان بده / شب را به یک اشاره سحر کن ، اذان بده /گفتند ما برای آماده نیستیم / می شویم ، خودت یادمان بده

این ارسال را بازنشر کرده است.
motefavet
motefavet
در مشاعره

تا در سر من نشئه ی دیوانه شدن بود/ هر روزِ من از خانه به میخانه شدن بود/ یا سرخی سیبِ تو از آن جاذبه افتاد؟ / یا در سر من پرسش فرزانه شدن بود

motefavet
motefavet
در مشاعره

در پیش تو ، مشق غیرت می کرد/ به شجاعتت حسادت می کرد/ از عرش، به آمده بود/ با دست بریده ی تو بیعت می کرد

مصطفی
1346451686878349_thumb.jpg مصطفی

«طرح سرشماری نفوس ومسکن» به در خانه ای می روند پیرزنی درب را باز می کند وقـتی پرسیده می شــود : تعداد جمعیت خانوار؟ پیرزن سرش را می اندازد پایین و می گوید : میشه خونه‌ی ما باشه برای فردا؟ می گویند : چرا؟ یه خورده صبر می کند و جواب می دهد: آخه الان دقیق نمی‌دونم. شاید فردا از پسرم خبری بشه.....

و 1 کاربر دیگر این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
motefavet
motefavet
در مشاعره

هر چند زخمی روی پرهای کبوتر بود / اما مزارت تا ابد جای کبوتر بود /از تا ... ، ، ، / چشمان تو در فکر فردای کبوتر بود

هزار ُ یکمین شــَهرزاد
هزار ُ یکمین شــَهرزاد

با کفش نیایید روی فرش ِ دل ما ... ما روی این دل نمـــاز می خوانیم !!

و 4 کاربر دیگر این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
motefavet
motefavet
در مشاعره

دور از همه دورنگی و حاشیه ها / بر هم زده شد تمامی فرضیه ها / دلهای شما به اوج گرفت / تاریخ رقم خورد در این ثانیه ها

motefavet
motefavet
در مشاعره

شب ، مثل گلی سیاه پرپر شده بود / روز از قدمت قند مکرّر شده بود /تو کیستی ای پری که با دیدن تو / آیینه پر از بال کبوتر شده بود

motefavet
motefavet
در مشاعره

جاده تاریک و آسمان خاموش ،اتوبوس از غبار رد می شد / خاطرات مسافری انگار، از شبی ماندگار رد می شد/ خواست از تو دوباره بنویسد ، گریه اما دهان او را بست /جاده تاریک و آسمان خاموش ،اتوبوس از غبار رد می شد

J_a_♥_a_D
539331_295295663910813_371944110_n.jpg J_a_♥_a_D

مخمان تاب برداشت، از بس كه اين بچه التماس و گريه كرد. فرستادمش گردان مخابرات تا بي‌سيم‌چي بشود. وقتي برگشت بي‌سيم‌چي خودم شد. ديگر حرف نمي‌زد. يك شب توي عمليات كه آتش دشمن زياد شد، همه پناه گرفتند و خوابيدند زمين. يك لحظه او را ديدم كه بي‌سيم روي كولش نيست. فكر كردم از ترس آن را انداخته زمين. زدم توي سرش و گفتم:«بچه بي‌سيم كو؟» با دست زير بدنش را نشان داد و گفت: «اگه من تركش بخورم يكي ديگه بي‌سيم رو برمي‌داره، ولي اگر بي‌سيم تركش بخوره عمليات خراب مي‌شه.» مخم باز داشت تاب برمي‌داشت.

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.