motefavet
نه از مهر و نه از کین می نویسم نه از کفر و نه از دین می نویسم دلم خون است، می دانی برادر دلم خون است، از این می نویسم
motefavet
یه چی تو مایه زنبیل گذاشتن خودمون ...
motefavet
یوسف عوض شده ست، زلیخا عوض شده ست/ آیین عشق بازی دنیا عوض شده ست / حق داشتی مرا نشناسی، به هر طریق / من همچنان همانم و دنیا عوض شده ست
motefavet
دیر آمدی به دیدنم اما خوش آمدی / غمخوار من! به خانه ی غم ها خوش آمدی
motefavet
من ابراهیم عشقم، مردم اسماعیل دلهاشان /محبت مانده شمشیری که گردن را نمی فهمد/ چراغ چشمهایت را برایم پست کن دیگر /نگاهم فرق شب با روز روشن را نمی فهمد
motefavet
میدانم و می دانی ، بسیار سفر باید/ تا پخته شود خامی ، بسیار خطر باید
motefavet
دقت کردین گل کلم تو ترشی حکم پسته تو اجیـــــــــــــــــــــــل رو داره ...