motefavet
نه از مهر و نه از کین می نویسم نه از کفر و نه از دین می نویسم دلم خون است، می دانی برادر دلم خون است، از این می نویسم
motefavet
تو غمگسار من باش دلم گرفته آری /هزار جمعه رفت و امید که می آیی /
motefavet
شدم تر دامن از دیروز و امروز/ ندارم خفتن از دیروز و امروز / همه ترسند از فردا، شگفتا/ که می ترسم من از دیروز و امروز
motefavet
دلا از رخوت تردید، برگرد/ از این پاییز بی امّید، برگرد /قسم بر بال احساست، پرستو! / به هر جا می روی تا عید، برگرد
motefavet
تُـنگ ماهی هیچ یادش نیـست خاطرات ماهیـانش را ... نـیز ماهیها دل به آب تُـنگها هرگز نمیبنـدنـد. زندگیشان ، نوعی فراموشی است.