motefavet
نه از مهر و نه از کین می نویسم نه از کفر و نه از دین می نویسم دلم خون است، می دانی برادر دلم خون است، از این می نویسم
motefavet
مرگ بايد سجده باشد سجده ي پيش از قيام / اشهدم را خوانده ام اي مرگ زيبا ! السلام! / من چه دارم؟ يک دل ديوانه و يک جان مست / مي توانم رفت تا عرش خدا با هر کدام
motefavet
دگر نشان مزار تو را نخواهم خواست / که در جواب، زمین و زمانه می لرزد/ ز من شکیب مجو ، کوه صبر اگر باشم/ همین که نام تو آرند شانه می لرزد
motefavet
بيزارم از اين زندگي سودايي/ از اين همه دلبستگي دنيايي /اي کاش دلم خوشه اي از گندم بود / در دست گرسنگان آفريقايي
motefavet
شهر آبستن غم هاست خدا رحم کند / شهر این بار چه غوغاست؟! خدارحم کند/ بوی دود است که پیچیده، کجا میسوزد؟/ نکند خانه ی مولاست؟! خدا رحم کند